برج سازی؛ ضرورت يا تجمل؟ برج سازی عامل مهمی برای افزايش بهره وری در شهرسازی است بيستم مرداد 1377 - همشهری

اشاره:
برج سازي و مسايل مربوط به آن در سالهاي اخير موضوع مناقشه هاي بسيار بوده است. مناقشه هايي كه متأسفانه اغلب نه از ديدگاه كارشناسي و بلكه با توجه به اغراض و اهدافي كه ماهيتا" ارتباطي با دانش «شهرسازي» و ابعاد پيچيده آن ندارند، مطرح شده اند. در نوشتاري كه بخش نخست آن هفته پيش از نظر خوانندگان محترم گذشت، «برج سازي» به عنوان يك مفهوم مجرد و در جهت تبيين نقش و جايگاه اين پديده در شهرسازي نوين بررسي شده است. دومين بخش اين نوشتار اختصاص دارد به بررسي پديده برج سازي به عنوان عاملي در جهت كاهش هزينه هاي عمومي و افزايش بهره وري در اعتبارات شهرسازي.

در شرايط كنوني كشورمان كه از يك سو لزوم سرمايه گذاري هاي كلان در زمينه هاي مختلف اقتصادي اعم از كشاورزي، صنعت، ساختمان، راث و ترابري و ... براي خروج از تنگناهاي اقتصادي و وابستگي به درآمد نفت، توسعه و بازسازي ظرفيتهاي كنوني اقتصاد ملي براي تأمين نيازمنديهاي مردم، دستيابي به رشد اقتصادي و برخورداري از جايگاه اقتصادي مطلوب و در شأن كشورمان در اقتصاد بين المللي را ضروري ساخته و از سوي ديگر با كاهش شديد درآمدهاي نفتي در حال حاضر، و چشم انداز پايان منابع نفتي در آينده اي نه چندان دور، لزوم صرفه جويي اقتصادي در تمامي زمينه ها امري حياتي است؛ تا باحداكثر استفاده از امكانات موجود با بالاترين بهره وري و ظرفيت ممكن، امكان سرمايه گذاري در زمينه هاي بيشتري فراهم شده و به همان نسبت عموم مردم از امكانات و تسهيلات بيشتر و سطح زندگي بالاتري بهره مند گردند. هر گونه كوتاهي در اين زمينه، و هر گونه مانع تراشي به بهانه هاي مختلف در رابطه با حداكثر بهره برداري از امكانات موجود، موجب اتلاف منابع محدود كشور شده و در نهايت ارمغاني جز كمبود امكانات، نبود خدمات و تسهيلات و افزايش نابساماني هاي اقتصادي براي مردم و كشورمان و نهايتا" نزول سطح زندگي عامه مردم به زير استانداردهاي مطلوب زندگي در جهان امروزي و گسترش خط فقر به همراه نخواهد داشت. مضافا" به اين ك عامل زمان به شدت ما را محدود ساخته و مسيولان بايد به سرعت با اتخاذ تصميمات لازم و انجام اقدامات ضروري حداكثر استفاده از زمان را ببرند.
در بخش ساختمان به عنوان يكي از مهم ترين بخشهاي اقتصادي كشور، كه به طور مستقيم 30 درصد از شاغلان كشور را جذب نموده و با احتساب 22 نوع صنعت وابسته به اين بخش، بيش از 50 درصد از شاغلان كشور را پوشش مي دهد و همچنين محصول نهايي ساخته شده اين بخش، يعني مسكن مورد استفاده كليه آحاد جامعه بوده و نيز در طول ساليان به عنوان سرمايه مالي ثابت در اقتصاد كلان كشور مؤثر مي باشد، لزوم صرفه جويي اقتصادي از اهميت دو چندان برخوردار است.
در صنعت ساختمان، روشها و تكنولوژي هاي متفاوتي براي دستيابي به حداكثر ظرفيت و بهره وري در بهرث برداري از امكانات وجود دارد كه برج سازي مهمترين و مؤثرترين اين روشها است. در اكثر كشورها، اعم از پيشرفته و در حال توسعه، دهها سال است كه از اين روش مؤثر براي حداكثر بهره برداري از امكانات در ساختمان سازي استفاده مي شود و امروزه روش غالب براي ساخت و ساز در شهرهاي بزرگ دنيا است.
صرفه جويي اقتصادي كه با برج سازي حاصل مي شود و در دو بعد كلان و خرد به شرح ذيل است:

الف: در بعد كلان:
حداكثر استفاده از امكانات
امكانات و تسهيلات زيربنايي شهرسازي، اعم از خيابان كشي، آسفالت، لولث كشي آب، فاضلاب، گاز، كابل كشي و برق و تلفن و نصب تجهيزات مورد لزوم هر يك، به عنوان پرهزينه ترين و در عين حال كم بازده ترين (به لحاظ برگشت سرمايه) سرمايه گذاريها براي دولت ها مطرح است. به همين دليل دولت ها به شدت از گسترش طولي و عرضي شهرهاي بزرگ جلوگيري ميكنند و مشوق رشد عمودي شهرها هستند تا با كمترين هزينه ممكن براي سرمايه گذاري هاي زيربنايي شهري، بيشترين ميزان استفاده از اين امكانات فراهم شود و با صرفه جويي انجام شده، سرمايه ها را در بخشهاي پر بازده اقتصادي به كار گيرند. برجسازي با افزايش تراكم نفر در هكتار در شهرهاي بزرگ موجب حداكثر استفاده از خدمات زيربنايي شهرسازي توسط شهروندان مي شود، و بنابراين از يك سو موجب صرفه جويي اقتصادي قابل توجهي در اقتصاد ملي شده و از سوي ديگر باعث كمتر شدن هزينه زندگي در شهرهاي بزرگ مي شود.

حداكثر استفاده از زمين
زمين به عنوان سرمايه ثابت در اقتصاد خرد و نيز به عنوان سرمايه ملي در اقتصاد كلان جامعه، حايز اهميت است. اساسا" شهرها در مناطقي ايجاد شده و رشد يافته اند كه از خاك حاصلخيز، آب و ساير امكانات طبيعي بهره مند بوده اند. لذا هر گونه گسترش بي رويه طولي و عرضي شهرها موجبات از بين رفتن زمينهاي حاصلخيز كشاورزي در پيرامون شهر را در پي دارد و با توجه به موقعيت اقليمي كشورمان كه خشك و بياباني است، هر ذره از خاك حاصلخيز كشاورزي به عنوان منابع با ارزش اقتصادي كه در صورت تخريب، يا اساسا" جبران ناپذير نبوده و با صرف هزينه هاي بسيار امكان حاصلخيزي مجدد آن فراهم مي گردد، بايد مورد حراست قرار گرفته و با گسترش عمودي شهرهاي بزرگ به وسيله برج سازي مانع از انهدام زمين هاي حاصلخيز اطراف شهرهاي بزرگ گشت.
از سوي ديگر زمينهاي موجود در بافت شهرها نيز به لحاظ برخورداري از سرمايه گذاريهاي كلان در زمينه امكانات زيربنايي شهرسازي، داراي ارزش افزوده ويژه بوده و ضروري است متناسب با سرمايه گذاريهاي عظيم شهري انجام شده، حداكثر بهره - وري از زمين در قالب افزايش تراكم نفر در هكتار به وسيله افزايش ساخت و ساز عمودي و برج سازي، انجام گيرد.
در اين جا ذكر مقايسه اي ميان دو بخش صنعت و ساختمان ضروري است. در بخش صنعت، دولت سالانه با تخصيص چندين ميليارد دلار سرمايه ارزي و نيز ميلياردها تومان سرمايه ريالي و ارايه تسهيلات و امكانات ويژه و نيز وضع قوانين و مقررات در جهت تسهيل امور، سعي در حداكثر بهره برداري از ظرفيت اسمي ماشين آلات توليد در بخش صنعت مي نمايد تا موجبات رشد اقتصادي افزونتر در بخش صنعت و نهايتا" اقتصاد كلان جامعه فراهم گردد. به همين نسبت در بخش ساختمان نيز، كه يكي از مهمترين بخشهاي اقتصادي كشور است، مي بايستي تلاش دولت، از طريق تخصيص منابع مالي، ارايه امكانات و تسهيلات، وضع قوانين و مقررات مربوطه در جهت حداكثر استفاده از زمين، به عنوان سرمايه ملي، معطوف گردد، به ويژث آن كه بر خلاف بخش صنعت، از يك سو نيازي به تخصيص ميلياردها دلار از سرمايه ارزي كشور به بخش ساختمان براي حداكثر استفاده از زمين نميباشد و از سوي ديگر با توجه به انجام 97 درصد از سرمايه گداريها در بخش ساختمان توسط مردم برخلاف بخش صنعت كه 80 درصد از سرمايه گذاري ها توسط دولت انجام مي پذيرد، هيچ گونه تحميل بار مالي كه آثار سويي از قبيل تشديد تورم و غيره دارد، براي دولت نداشته و در نهايت با رشد اقتصادي در بخش ساختمان موجب افزايش رشد اقتصادي در اقتصاد كلان جامعه مي شود. از جنبه ديگر حداكثر بهره برداري از زمين در بخش ساختمان، حتي مهم تر و ضروري تر از حداكثر بهره برداري از ماشين آلات توليدي در شرايط حاضر، با تخصيص امكانات و تسهيلات امكان استفاده از حداكثر ظرفيت توليد في المثل در سال آينده فراهم ميگردد. اما با نبود حداكثر بهره برداري از زمين، و في المثل احداث ساختمان 4 طبقه در 1000 متر زمين، ديگر به لحاظ تكنيكي با توجه به نوع سازه، تأسيسات و غيره امكان افزايش فرضا" 10 طبقه ديگر در سال آينده وجود نداشته و با عدم حداكثر بهرث -برداري از ظرفيت زمين، موجب هدر رفتن سرمايه ملي (زمين) و اتلاف منابع مي گردد.
و چنانچه در سال آينده بخواهيم با تخريب بناي 4 طبقه موجود و احداث ساختمان بلند مرتبه از حداكثر ظرفيت زمين استفاده اقتصادي بنماييم، باز هم موجب اتلاف سرمايه ها و منابع مالي محدود كشور را با تخريب ساختمان قبلي فراهم نموده ايم. بنابراين در بخش ساختمان، با وضع قوانين و مقررات كارشناسي شده مناسب، و جهت دهي به سرمايه مردم، مي توان از حداكثر ظرفيت و پتانسيل زمين، بهرث برداري نموده و موجبات رشد و شكوفايي اقتصادي را فراهم آورد.

افزايش قيمت زمين موجب گسترش برج سازي مي شود، نه برج سازي موجب افزايش قيمت زمين

برج سازي كه پديده اي تكنولوژيك بوده و محصول دانش بشري است، در جامعه ما به رغم وجود برخي برجها از سالها پيش، به واسطه شروع مجدد ساخت و ساز عمودي در سالهاي اخير همچنان به عنوان موضوعي جديد مطرح بوده و از سوي كارشناسان، مسيولان، حتي جناح هاي سياسي و افراد عادي، مورد بحث و بررسي و اظهار نظر قرار گرفته است. همچنين حجم گسترده اي از انتقادات از برج سازي در سالهاي اخير ابراز شده كه عموما" بدون بررسي و پاسخ مانده است. در اين بخش سعي شده به تمامي انتقادات ابراز شده، فهرست وار ذكر شده و پاسخ داده شود. ملاك جمع آوري انتقادات درباره برج سازي، نه صحت و سقم و يا متين و مغرضانه بودن آنها، بلكه صرفا" ابراز و اظهار انتقادات بوده است گر چه بعضا" كاملا" غيرمنطقي و طنزگونه باشند.

1 - برج سازي موجب افزايش قيمت زمين هاي مجاور مي شود
اين انتقاد نه تنها كاملا" غير كارشناسي و علمي بوده و به هيچ وجه صحيح نيست بلكه دقيقا" عكس آن مصداق دارد. به عبارت ديگر تا زماني كه در منطقه اي از شهر قيمت زمين كمتر از حدود 4 برابر قيمت ساخت بنا باشد، برج سازي و ساخت و ساز افقي و گسترش ساختمان سازي در سطح مقرون به صرفه مي باشد. پس از افزايش قيمت زمين به حد معين (به طور متوسط قيمت حداقل 4 برابر قيمت ساخت بنا) آن گاه احداث برج و ساخت و ساز عمودي در آن منطقه از شهر مقرون به صرفه ميگردد. به اين ترتيب برج سازي موجب افزايش قيمت زمين نمي شود، بلكه افزايش قيمت زمين موجب برج سازي مي گردد.
نگاهي سطحي به پهنه ساختمان سازي در سطح كشور نيز مؤيد اين مطلب است. در شهرهاي كوچك كه گسترش شهرها در سطح كم و عرضه زمين زياد مي باشد، هيچ گونه ساختمان بلند مرتبه اي احداث نمي گردد مگر در موارد خاص همچون احداث هتل و مهمانسرا، ساخت و ساز عمودي در شهرهاي بزرگ متمركز مي باشد كه عرضه كم زمين موجب افزايش قيمت آن شده و ساخت بنا در ارتفاع مقرون به صرفه است. به ويژه در مناطقي از شهرهاي بزرگ كه بيشترين اختلاف قيمت مابين قيمت زمين و قيمت ساخت بنا است، به لحاظ وجود صرفه اقتصادي بيشترين ساخت و ساز عمودي و برج سازي انجام مي گيرد.

2 - برجها نبايد در محيط شهري احداث شوند بلكه بايد در شهركهاي اقماري و مناطق حاشيه اي و اطراف شهرها احداث گردند
نكته مهم در اين رابطه اين است كه چنانچه صرفا" متكفل امر ساخت و ساز عمودي در كشور شود امكان ابلاغ اين دستورالعمل و اجراي آن توسط دولت وجود دارد، زيرا وزارت مسكن مي تواند با تكيه بر بودجه دولتي بدون توجه به سودآوري و مقرون به صرفه بودن اين امر، به انجام آن برابر دستورات مبادرت ورزد. در اين صورت بخش خصوصي به واسطه انحصار برج سازي توسط دولت و عدم وجود صرفه اقتصادي در احداث ساختمانهاي كم ارتفاع در شهرهاي بزرگ به لحاظ گران بودن زمين و نيز گران بودن قيمت تمام شده ساخت بنا، اساسا" از سرمايه گذاري در بخش ساختمان خارج شده و سهم 90 درصدي بخش خصوصي در ساختمان سازي در شرايط حاضر، بر عهده دولت قرار مي گيرد. در اين صورت از يك سو دولت نيازمند بودجه اي بسيار عظيم تر از بودجه فعلي مسكن يعني حداقل 10 برابر بودجه فعلي و نيز چند برابر شدن پرسنل و مجريان دولتي امر ساخت و ساز است و از سوي ديگر سرمايه عظيم بخش خصوصي از ساختمان سازي خارج شده و به عرصه بخش خدمات كه سود آن در زمان كمتر و به ميزان بيشتر از ساختمان بوده منتقل مي شود كه موجب افزايش شديد قيمت كالاها و اجناس و ساير تبعات آن مي گردد. البته با توجه به ضرورت واگذاري امور اجرايي توسط دولت به بخش خصوصي و كوچكتر شدن حجم بدنه اجرايي دولت و نيز كمبود شديد بودجه دولت در شرايط حاضر و عدم چشم انداز مناسب افزايش آن در سالهاي آتي با روند فعلي و لزوم استفاده از منابع غيردولتي و نيز سرمايه گذاري داخلي و خارجي و ظرفيت بخش هاي مختلف اقتصادي به ويژه خصوصي اساسا" انحصار ساخت و ساز عمودي ساختمان توسط دولت امكان پذير نبوده و هيچ گونه جيه كارشناسي و منطقي ندارد.
از سوي ديگر سرمايه گذاري توسط بخش خصوصي در هر زمينه اي منوط به توجيه اقتصادي بوده و با توجه به پايين بودن قيمت زمين در شهرك هاي اقماري و مناطق حاشيه اي از شهرهاي بزرگ، كه كمتر از قيمت ساخت بنا و يا مساوي آن است، اساسا" سرمايه گذاري در ساخت و ساز عمودي در اين مناطق توسط بخش خصوصي مقرون به صرفه نبوده و انجام نمي پذيرد و صرفا" در مناطقي از شهرهاي بزرگ بخش خصوصي اقدام به سرمايه گذاري در امر ساختمانهاي بلند مي كند كه اختلاف زياد مابين قيمت زمين و قيمت ساخت بنا برج سازي را برخوردار از توجيه اقتصادي مثبت بنمايد. در نهايت اين كه با ارايه دستورات سلبي و يا ايجابي در خصوص مشخص نمودن مكان سرمايه گذاري بدون برخورداري از توجيه اقتصادي نمي توان از سرمايه گذاري بخش خصوصي در كليه زمينه ها به ويژه بخش ساختمان سود برد و تنها نتيجه چنين دستوراتي ايجاد عدم امنيت سرمايه گذاري، فرار سرمايه ها و در خوش بينانه ترين حالت، انتقال سرمايه گذاري ها از بخش ساختمان به بخش خدمات مي باشد.
البته با بهره گيري از بررسي هاي كارشناسي مي توان در متن فضاهاي اصلي شهري، مكان يابي صحيح براي احداث برجها نموده و با لحاظ صرفه اقتصادي، سرمايه گذاري بخش خصوصي را به اين مكانهاي مناسب جهت داد.

3 - برجها مانع عبور جريان هوا و تابش نور خورشيد هستند
اين انتقاد به قدري غيرعلمي و منطقي است كه نيازي به پاسخ ندارد و بيشتر به مزاح و لطيفه مي ماند، در اين رابطه فقط به ذكر يك مقايسه بسنده مي گردد كه چنانچه اين امر صحت مي داشت در حال حاضر در شهرهايي همچون هنگ كنگ كه بيش از دو سوم جمعيت در برجها زندگي مي كنند و يا شهرهايي همچون شانگهاي، نيويورك، شيكاگو كه هزاران برج در آنها احداث گرديده، مي بايستي به زعم منتقدين به دليل عدم عبور جريان هوا، تمامي ساكنين از بين رفته و هيچ موجود زنده اي در آنجا نباشد و يا به علت جلوگيري هزاران برج ساخته شده در اين شهرها از تابش نور خورشيد، مردم در تاريكي مطلق زندگي كنند! كه واقعيت وجود اين شهرها خلاف اين را ثابت مي كند. البته با مكان يابي صحيح برجها بايستي مسايل فني از قبيل زاويه تابش نور، جهت قرارگيري ساختمان و پنجره ها و غيره را در نظر داشت. ولي اينها تماما" موازيني فني در جهت احداث بهتر و مطلوبتر برجها و رونق ساخت و ساز عمودي و برج سازي است و نه به زعم مخالفين توجيهاتي براي دستاويز قرار دادن جهت مخالفت با مسيله برج سازي.

4 - برج سازي موجب افزايش مهاجرت به شهرهاي بزرگ مي گردد
به طور كلي برج سازي هيچ گونه ارتباطي با مهاجرت به شهرهاي بزرگ ندارد. آنچه كه موجب مهاجرت اقشار تهيدست از روستاها و شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ مي گردد، جستجوي كار و تأمين درآمد مي باشد لذا تمركز بيشتر صنايع توليدي كشور در اطراف شهرهاي بزرگ است كه موجب مهاجرت اين اقشار مي شود.
همچنين مهاجرت اقشار متوسط و مرفه شهرهاي كوچك بزرگ نيز به خاطر بهره مندي آنان از امكانات مختلف آموزشي، رفاهي و ... و نيز بهره گيري از فرصتهاي شغلي، تجاري، صنعتي موجود در اين شهرها مي باشد. به اين ترتيب در صورت عدم برجسازي در شهرهاي بزرگ نيز اين روند مهاجرت از سوي قشر تهيدست و نيز مرفه به سوي شهرهاي بزرگ ادامه خواهد داشت.
در نگرشي كلي اصولا" ساكنين شهرهاي بزرگ، با آشنايي بيشتر به نحوه و محاسن سكونت در برجها با انتخاب تغيير در منطقه سكونت و يا تغيير در نوع مسكن، متقاضيان اصلي سكونت در برجها هستند.

5 - برج سازي موجب افزايش توليد زباله و فاضلاب مي شود
توجه به اين كه مهم است كه در صورت عدم احداث برجها، شهرهاي بزرگ به صورتي افقي رشد مي كنند و با احداث برجها رشد افقي شهرها متوقف گشته و رشد عمودي جايگزين آن مي گردد.
به اين ترتيب تعداد افراد ساكن در شهرها كه توليد كننده اصلي زباله و فاضلاب ها هستند در هر دو صورت يكسان بوده و تنها تفاوت در گسترش افقي و يا عمودي ساختمان سازي در شهر است.
به اين ترتيب برج سازي و يا عدم برج سازي هيچ گونه تأثيري در كاهش و يا افزايش ميزان توليد زباله و فاضلاب در شهرهاي بزرگ ندارد.
از سوي ديگر با برخورداري برجها از سيستم دفع زباله و نيز سيستم تصفيه فاضلاب، امكان جمع آوري بهداشتي زباله درون مخازن مخصوص و انتقال آن توسط ماشين هاي حمل زباله و نيز تصفيه بهداشتي فاضلاب برج و پمپاژ آن به شبكه فاضلاب عمومي و يا جمع آوري فضولات جامد در مخازن مخصوصي در انتقال آن فراهم مي گردد. در حالي كه در ساختمانهاي كم ارتفاع به دليل عدم توجيه اقتصادي استفاده از امكانات فوق، با حفر چاه هاي جذبي فاضلاب به درون لايه هاي مختلف زمين منتقل شده و زباله ها نيز به صورت غيربهداشتي ساعت ها در معابر عمومي گذاشته مي شود كه هر دو اين موارد موجب آلودگي محيط اطراف، تجمع حشرات و پراكنش انواع ميكروبها در محيط مي گردد.

6 - برجها در كوچه هاي باريك و كم عرض ساخته شده و ايجاد مشكل مي كنند
احداث برجها بايد منطبق با اصول شهرسازي و رعايت موازين فني باشد. از جمله مهمترين اين موازين، مكان يابي صحيح براي برجها است. احداث هر چند تعداد بسيرا معدودي از برجها در كوچه هاي كم عرض، برابر موازين فني شهرسازي صحيح نيست. البته به دليل عدم وجود تجارب اجرايي در ابتداي انجام كارها ممكن است برخي اشتباهات بروز نمايد، كه در سالهاي اخير با وضع موازين فني مناسب از بروز اين گونه اشتباهات جلوگيري به عمل آمده. اما نكته مهم اين است كه اشتباه در مكان يابي چند برج معدود، به هيچ وجه نمي تواند مجوزي براي جلوگيري از برج سازي باشد بلكه صرفا" راهنماي مسيولان در وضع مقررات مناسب براي مكان يابي صحيح برجها است.
همچنان كه فرضا" عدم مكان يابي صحيح يك بيمارستان نمي تواند مجوزي براي جلوگيري از احداث بيمارستان در سطح كشور و اعلام ممنوعيت احداث بيمارستان به طور كلي باشد.

7 - احداث برجها موجب از بين رفتن باغات و فضاي سبز مي شود
اولا" - از جمله مهمترين وظايف شهرداري ها، ساماندهي فضاهاي شهري است. به عبارت ديگر شهرداري موظف است متناسب با بافت، نيازمندي ها و امكانات مناطق مختلف شهري، نسبت به ساماندهي اقتصادي مختلف و كاربري هاي آنها اقدام كند. فرضا"، در منطقه اي جهت ساماندهي فضاها به دليل احداث پل، تعريض خيابان و ... تخريب مسجد و يا بيمارستان مشخصي ضروري مي شود و به ازاء آن در محل ديگري كه توسط كارشناسان مربوطه مناسب شناخته شود با تغيير در كاربري ملك ديگر، مسجد يا بيمارستان احداث مي شود. در خصوص باغها و فضاي سبز نيز ممكن است با توجه به نظرات تناسبات موقعيتي آن در منطقه، ضروري باشد ولو براي احداث ساختمان بلند مرتبه. ثانيا" - نفس نگهداري باغ و فضاي سبز معيني براي جلوگيري از آلودگي هوا، ملاك عمل در خصوص حفظ و گسترش فضاي سبز در مقياس يك شهر نبوده و كارساز نيست بلكه مجموع عملكرد ارگانهاي ذيربط به ويژه شهرداري در خصوص فضاي سبز است كه ملاك عمل به لحاظ شهر سازي بوده و براي مقابله با آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ مؤثر است. به عبارت ديگر ممكن است چند باغ با توجه به ضرورت تغيير كاربري به لحاظ موقعيت محلي و بافت منطقه، فرضا" حتي به وسعت بيش از يك ميليون متر مربع، به فضاهاي مسكوني تبديل شوند، اما تأثير گذاري مؤثر و نهايي با احداث 40 ميليون متر مربع فضاي سبز توسط شهرداري تهران طي سالهاي اخير، براي تلطيف و كاهش آلودگي هوا است.
ثالثا" - ارايه مجوز به صاحبان باغها براي ساخت بناهاي بلند مرتبه در 20 درصد از مساحت باغ به شرط حفظ و نگهداري 80 درصد باقيمانده مساحت باغ توسط مالك و نيز حفظ و حراست درختان و فضاي سبز توسط ساكنان آپارتمان ها كه طبعا" مالك باغ نيز به صورت مشاعي مي شود (همچنان كه در اسناد آنها قيد مي شود) از جمله مؤثرترين راهكارها براي حفظ و نگهداري باغها در پرتو بهرث وري مناسب از آنهاست.
رابعا" - به فرض صحت نظر منتقدين در لزوم عدم تغيير كاربري باغ معيني و اشتباه در صدور پروانه و ساخت برج در آن، صرفا" اين مسيله تأييد مي شود كه مكان يابي برج معيني اشتباه صورت گرفته است كه با وضع مقررات و موازين فني مناسب مي توان به سهولت از بروز اين گونه اشتباهات جلوگيري نمود. اشتباه در مكان يابي پروژه معيني به هيچ وجه نمي تواند حربه اي در دست منتقدان باشد براي حكم به جلوگيري از برج سازي، كه مؤثرترين تكنولوژي موجود اين ساخت و ساز در شهرهاي بزرگ براي توليد انبوه مسكن است، همچنان كه اشتباه در مكان يابي احداث فرضا" كارخانه داروسازي مشخصي نمي تواند مقدمه حكم به تعطيلي صنعت داروسازي در كشور باشد.

8 - تجربه طراحي و نيز مصالح و لوازم مناسب براي احداث برجها در كشور وجود ندارد
احداث برجهاي متعدد در طبقات مختلف با معماري و امكانات متنوع در سالهاي اخير به ويژه در شهر تهران، مهمترين دليل ابطال انتقاد فوق است.
همچنين توجه منتقدان را به اين موضوع جلب مي كند كه براي هميشه نمي توان منتظر ماند تا همچون سالهاي قبل از انقلاب، شركت هاي خارجي با دانش فني جديد و امكانات مدرن به كشور آمده و اقدام به احداث ساختمانهاي بلند كنند و سپس شركتهاي ايراني به اين كار اقدام نمايند. بلكه با اتكاء به نيروهاي كارآمد كشورمان بايد به وسيله مهندسين و متخصصان داخلي با بهره گيري از دانش حديد و امكانات موجود در كشور و ابتكار عمل و خلاقيت، اقدام به احداث برجها نمود و در طي زمان با افزايش تجارب و استمرار انتقال دانش فني و تجهيز امكانات ساختمانهاي بلند در ايران نيز همچون ساير كشورهاي جهان به مرور روند تكاملي خويش را طي نمايند. همچنان كه فرضا" در ساير شهرهاي بزرگ دنيا از جمله نيويورك نيز ضمن احداث برجهاي فوق العاده مدرن در سالهاي اخير، از برجهاي ساخته شده با امكانات ايمني و رفاهي كمتر و مصالح و تكنيك هاي 30 سال پيش نيز كه برابر استانداردهاي برج سازي امروزي، غيرقابل قبول مي باشد، همچنان توسط قشرهاي مختلف مردم استفاده مي شود.
به هر حال برج سازي، يكي از تكنولوژي هاي محصول فرايند تكامل دانش بشري، همچون اتومبيل، هواپيما، تلويزيون و ... ميباشد كه موجب تسهيل زندگي انسان امروزي در شهرهاي بزرگ است. شناخت و بهره گيري از اين تكنولوژي توسط متخصصان ايراني، موجب ارتقاء كيفيت صنعت ساختمان در كشور و به مرور زمان با آگاهي بيشتر در ابعاد مختلف اين تكنولوژي، بومي نمودن آن با توجه به سلايق و نيازمنديهاي خاص مردم كشورمان توسط متخصصين مي شود.

9 - برج سازي در برخي مناطق شهري با توجه به كمبود و قدمت امكانات از قبيل آب و برق، موجب بروز اشكالات مي شود
البته بسياري از امكانات همچون تلفن، گاز و ... توسط سازمانهاي ذيربط در سالهاي اخير در تهران متناسب با نيازمنديهاي شهري هفت ميليون نفري تقويت و نوسازي شده اند و يا همچون شبكه فاضلاب متناسب با جمعيت فعلي و افزايش آتي آن در حال احداث مي باشند، اما برخي امكانات نيز كه متناسب با جمعيت سالها پيش تهران كه تنها يك ميليون نفر جمعيت داشته ايجاد شده، در شرايط حاضر نيازمند تجهيز و نوسازي سريع توسط ارگانهاي مسيول متناسب با جمعيت كنوني شهر تهران و افزايش آتي آن است. به هر حال به دليل عدم تجهيز و نوسازي برخي امكانات نمي توان ساخت و ساز عمودي در شهرهاي بزرگ را متوقف كرد چرا كه اين امر موجب گسترش افقي شهر مي شود كه در اين صورت هزينه هاي سرمايه گذاري امكانات زيربنايي آن چندين برابر هزينه تجهيز و نوسازي امكانات موجود فعلي است. همچنان كه فرضا" به دليل كهنگي و فرسودگي امكانات جايگاه هاي انتقال سوخت، نمي توان دستور به عدم استفاده مردم از اتومبيل داد بلكه بايد نسبت به تجهيز و نوسازي امكانات جايگاههاي ارايه سوخت اقدام كرد.

10 - برج سازي موجب رواج الگوهاي غربي مي شود
اين سخن منتقدين به واسطه عدم برخورداري آنان از شناخت صحيح در مورد پديده برج سازي است. به طور كلي برج سازي صرفا" نوعي «تكنولوژي» در صنعت ساختمان سازي است و نه نوعي «ارزش» و يا «الگو» در فرهنگ غربي. به عبارت ديگر برج سازي «تكنيك مادي» است و نه «مظهر فرهنگي» و «سمبل فكري». برج سازي تكنولوژي ساخت و ساز عمودي در شهرهاي بزرگ است و داراي كاركرد يكساني در اسكان انسان ها با نژادها و فرهنگهاي متفاوت در نقاط مختلف دنيا از جمله نيويورك، پاريس، مسكو، پكن، رياض، دمشق، قاهره دارد. برج سازي همان قدر الگوي غربي و موجب رواج فرهنگ غربي است كه استفاده از هواپيما، اتومبيل، قطار، تلفن، يخچال، مسلسل، تانك و ... اينها همگي محصولات دانش بشري بوده كه كاركردشان بسيار فراتر از فرهنگ سازندگانشان است. همچنان كه ادوات نظامي ساخت كارخانه واحد، مي تواند و حتي متخاصم با فرهنگها و افكار گوناگون، در خدمت اهداف متفاوت قرار گيرد. نهايتا" اين كه اعتقاد به رواج الگوهاي فرهنگي توسط برج سازي، اعتقاد به اصالت داشتن ابزار و ماديات و تابع و منفعل دانستن انسان است كه با اعتقادات و فرهنگ اسلامي، سازگار نمي باشد. بلكه بر طبق فرهنگ اسلامي، اين انسان است كه اصالت داشته و نحوه اثرگذاري بر ماديات و چگونگي استفاده از ابزارها را تعيين مي كند به طور كلي نه برج سازي موجب رواج فرهنگ غربي در جامعه ما است و نه عدم برج سازي موجب تثبيت و غناي فرهنگي انقلابي در جامعه مي گردد بلكه صرفا" برج سازي در شهرهاي بزرگ كشور موجب استفاده بهينه از دانش و تكنولوژي امروزي بشري در جهت افزايش سريع توليد و عرضه مسكن براي رفع نيازمنديهاي قشرهاي مختلف مردم به مسكن و صرفه جويي - هاي گسترده در اقتصاد كلان جامعه به لحاظ جلوگيري از رشد بي رويه طولي و عرضي شهرها مي گردد و عدم برج سازي موجب كمبود مسكن و گرانتر شدن آن در شهرهاي بزرگ گشته و گسترش افقي شهرها را با تحميل هزينه هاي هنگفت سرمايه -گذاري به دولت در پي دارد. همچنين برج سازي در بسياري از شهرهاي ساير ممالك اسلامي همچون مكه، مدينه، جده، اسلام - آباد و ... انجام مي پذيرد حتي جوامعي كه بسيار سنتي و بسته بوده و حتي زنان حق رأي و اجازه رانندگي ندارند، وليكن به هيچ وجه در آن كشورها برج سازي به عنوان مروج الگوها و فرهنگ غربي تلقي نمي شود.

11 - برج سازي موجب افزايش قيمت مسكن مي شود
اين ادعاي منتقدين برج سازي نه تنها هيچ گونه پايه و اساس علمي و منطقي ندارد، بلكه دقيقا" عكس آن صادق است؛ يعني اساسا" برج سازي موجب كاهش قيمت مسكن مي شود. بر اساس اصل كلي عرضه و تقاضا چنانچه عرضه كالايي بيشتر شود و تقاضا براي آن كالا كاهش يابد در نتيجه قيمت آن كاهش مي يابد و برعكس. برج سازي مؤثرترين شيوه افزايش عرضه مسكن در شهرهاي بزرگ است. با افزايش شديد قيمت مسكن گرفته شده و در دراز مدت موجب كاهش قيمت مسكن در شهرهاي بزرگ مي شود. افزايش قيمت مسكن در سالهاي گذشته كه به لحاظ زماني همراه با شروع برج سازي به طور گسترده بود، معلول شرايط تورمي كلي حاكم بر اقتصاد كشور است كه موجب افزايش قيمت ارز، كالاها و خدمات و از جمله مسكن شد و برجسازي به هيچ وجه علت گراني مسكن نيست. جالب آن كه در سالهاي گذشته قيمت مسكن تنها نصف افزايش قيمت ساير كالاها، گرانتر شده است.

اشاره:
در بخش هاي پيشين اين نوشتار با ابعاد گوناگون پديده برج سازي، كه از آن به عنوان نياز ناگزير شهرنشيني در دوران معاصر ياد مي شود، آشنا شديم. واپسين بخش اين نوشتار، كه در آن به بخشي ديگر از ايرادهاي منتقدان برج سازي پاسخ داده شده است، در پي از نظر خوانندگان مي گذرد.

13 - برجها باعث ايجاد و افزايش ازدحام ترافيك مي شوند
چنان چه مكان يابي برجها در داخل بافت شهري بر اساس موازين فني انجام پذيرد و برجها مطابق استانداردها در كنار راه هاي دسترسي با عرض 20 متر و بيشتر احداث شوند، هيچ گونه مشكل ترافيكي ايجاد نمي كنند. به فرض وجود مشكل ترافيكي در پيرامون برخي برجها، اين امر معلول مكان يابي غيراصولي آنهاست و نه برج سازي كه البته با تدوين ضوابط و مقررات لازمه در سالهاي اخير مشاهده مكان يابي صحيح برجها هستيم.
همچنان كه در ساير شهرهاي بزرگ دنيا با وجود احداث برجهاي فراوان، به واسطه مكان يابي صحيح، مشكلات ترافيكي ناشي از اين ساخت و سازها را ندارند. همچنين با استفاده از دانس مهندسي ترافيك بايد راه هاي دسترسي متناسب با جمعيت فعلي ابرشهري چون تهران با استفاده از پل ها، اتوبان ها و ... احداث گردد، كه در سالهاي اخير اقدامات مهمي در اين زمينه توسط شهرداري انجام گرفته است. همچنين با الزام سازندگان برجها به تأمين پاركينگ مورد نيااز در داخل ساختمان، مشكلات ترافيكي به واسطه توقف اتومبيل ها در خارج از محوطه برجها نيز ايجاد نخواهد شد.

12 - برج سازي، لوكس سازي در خدمت طبقات مرفه است
اين انتقاد همان قدر علمي و منطقي است كه گفته شود: اتومبيل فقط مرسدس بنز است. پس اتومبيل فقط در خدمت طبقات مرفه مي باشد. همان گونه كه يك خانه ويلايي مي تواند به صورت معمولي براي اقشار متوسط و يا به صورت لوكس براي اقشار مرفه ساخته شود، برج نيز مي تواند به صورت مجموعه آپارتمانهاي بزرگ و لوكس براي اقشار مرفه و يا به عكس به صورت مجموعه آپارتمانهاي كوچك و متوسط و به صورت معمولي براي استفاده اقشار متوسط جامعه ساخته شود. برج سازي نوعي تكنولوژي در صنعت ساختمان است كه مي تواند در خدمت اقشار مختلف مردم براي برآوردن نياز آنان به مسكن قرار گيرد.

15 - برجها هزينه تدارك و شارژ بالايي دارند كه تنها افراد با درآمد بالا از عهده پرداخت آن بر مي آيند.
در اكثر برجهاي جديد ساخته شده در سالهاي اخير، با استفاده از سيستم هاي حرارت و برودت يونيت پكيج كه براي هر واحد به طور مستقل تعبيه مي شود، هزينه هاي شارژ عمومي برج براي هر واحد آپارتماني به شدت كاهش يافته و صرفا" شامل روشنايي عمومي، سرايداري، نظافت و ... است كه حتي در مقايسه با مجتمع هاي آپارتماني كم طبقه كه ناچار به پرداخت هزينه بالاي تأسيسات هستند، بسيار پايين است. البته در بسياري از برجها با پيش بيني يك واحد تجاري همچون سوپر ماركت، ضمن برآوردن نياز افراد ساكن از درآمد حاصل از آن براي پرداخت هزينه هاي ولو كم عمومي بهره مي گيرند كه به اين ترتيب ساكنين به تأمين مايحتاج ضروري برج اساسا" هزينه شارژي پرداخت نمي كنند. امروزه با استفاده از دانش مديريت مي توان هزينه هاي جانبي برجها را به شدت كاهش داد.

16 - مردم، با فرهنگ آپارتمان نشيني آشنا نبوده و لذا اقامت در برجها كسالت هاي پي در پي و برخوردهاي عصبي توسط ساكنين در قبال يكديگر را به دنبال دارد
وجود متقاضيان گسترده در ميان قشرهاي مختلف مردم و استقبال آنان از زندگي در برجها نشانگر آشنايي مردم با فرهنگ آپارتمان -نشيني و علاقه آنان به سكونت در برج هاست. با وجود هييت مديره و تدوين قوانين و مقررات مشخص، اساسا" كمترين ميزان درگيريها به تناسب منازل مسكوني معمولي مابين همسايه ها وجود دارد.

17 - مردم ايران علاقه مند به زندگي در خانه هاي حياط دار در كنار گلها و درختان بوده و به زندگي در برجها رغبت ندارند
البته چنانچه افرادي از توانايي مالي خوبي برخوردار باشند انتخاب زندگي در منازل با حياط بزرگ و درخت و گل و گياه، و يا سكونت در برجها به اختيار خود آنها بستگي دارد، ليكن مسيله مهم اين است كه برج سازي روش توليد انبوه مسكن براي تأمين نيازمندي اقشار مختلف مردم، اعم از مرفهين و يا افراد با توانايي مالي كم كه قدرت خريد منازل مسكوني ويلايي را ندارند، ميباشد.

18 - به دليل همجواري، سر و صداي ساكنين در طبقات و واحدهاي آپارتماني مجاور به يكديگر منتقل گشته و موجب عدم برخورداري افراد از آرامش مي گردد
با توجه به ضرورت استفاده از سقف هاي يك پارچه بتني، اسكلتهاي مقاوم و ديوارهاي پيش ساخته بتني براي تيغه بندي فضاهاي بيروني آپارتماني در برجها و نيز استفاده از عايق ها، اساسا" امكان انتقال صدا از طبقات و نيز از واحدهاي آپارتماني به يكديگر وجود ندارد. اين مشكل در مجتمع هاي آپارتماني كم طبقه كه رعايت موارد فني فوق در آنها ضروري نيست موضوعيت دارد.

19 - برجها، فرهنگ گپ زدنهاي مردم ايران از روي ديوار، بازي بچه ها در كوچه ها، بده بستانهاي روزانه و برگزاري مجالس عروسي و عزا و شب نشيني هاي گروهي را از بين مي برد و لذا برج مخل روابط انساني است.
البته گسترش برج سازي حتي طي ده ها سال آينده در شهرهاي بزرگ كشورمان، هيچ وقت قادر به تأمين مسكن براي تمامي افراد در برجها نيست و همچنين هيچ اجباري در سكونت افراد در برجها نمي باشد و علاقه مندان به روابط اجتماعي فوق مي توانند همچنان به سكونت در خانه ها و محله هاي مورد علاقه خويش ادامه دهند. از سوي ديگر در برجها نيز روابط اجتماعي بر مبناي احترام متقابل به حقوق يكديگر و در چارچوب قوانين و مقررات موضوعه به نحو انتظام يافته عمل مي گردد. برگزاري جلسات منظم ميان مديريت و ساكنين و يا برپايي مراسم و گردهمايي ها در سالن اجتماعات و ... بيانگر وجود روابط اجتماعي مناسب و مشاركت جمعي فعالي در ميان ساكنين برجها به نحو سازمان يافته است.

20 - برجها، قفسهايي است كه انسانها را درون آن به اسارت در مي آورند اين انتقاد اساسا" نيازي به پاسخ ندارد!

21 - برج سازي موجب رواج معماري غربي مي شود
برج سازي به عنوان تكنولوژي ساخت و ساز در صنعت ساختمان به لحاظ حجم، ارتفاع و نحوه اجرا به كلي فارغ از مسايل فرهنگي است. اما به لحاظ نما و ظاهر برجها مي توان در قالب فرهنگ ايراني - اسلامي و با تطابق آن با اصول و مفاهيم معماري و شهرسازي كشورمان نسبت به طراحي و اجراي مطلوب اقدام نمود. معماري نيز در كشور ما بايد همانند ساير شيون علمي و فرهنگي همراه با رشد تكنولوژي و نو آوري هاي امروزين براي پاسخگويي به نيازهاي جامعه گسترش يابد. به معماري بومي كشورمان نبايد صرفا" در اعماق تاريخ و سنت به عنوان يك مفهوم قديمي و كهن نگريست بلكه بايستي با به روز نمودن و تطبيق فرهنگ ايراني اسلامي معماري كشورمان با مقتضيات و پيشرفتهاي جديد و تحولات و دگرگونيهاي امروزين در سطح بين المللي، جاني تازه بدان بخشيده و همپاي تكنولوژي برج سازي آن را در متن جامعه، كاربردي ساخت. مي توان در نماسازي برجها از معماري ايراني - اسلامي و اصول نظم فضايي و تقارن استفاده نمود و اجزاء و عناصر معماري اسلامي را با تكنولوژي و حجمهاي بلند برجها تلفيق كرد. به اين ترتيب برج سازي موجب رواج معماري غربي نمي گردد بلكه بي توجهي و يا بضاعت علمي كم معماران است كه موجب رواج معماري غربي مي شود و اشتباه چند معمار را نبايستي به تكنولوژي برج سازي منتسب كرد، همچنان كه اشتباه در طراحي لباس و پوشش خاصي نمي تواند مبناي دستور به عدم استفاده از لباس به طور كلي شود.

عليرضا رضوي