|
برج سازي كه پديده اي تكنولوژيك بوده و
محصول دانش بشري است، در جامعه ما به رغم
وجود برخي برجها از سالها پيش، به واسطه
شروع مجدد ساخت و ساز عمودي در سالهاي
اخير همچنان به عنوان موضوعي جديد مطرح
بوده و از سوي كارشناسان، مسيولان، حتي
جناح هاي سياسي و افراد عادي، مورد بحث و
بررسي و اظهار نظر قرار گرفته است.
همچنين حجم گسترده اي از انتقادات از
برج سازي در سالهاي اخير ابراز شده كه
عموما" بدون بررسي و پاسخ مانده است.
در اين بخش سعي شده به تمامي انتقادات
ابراز شده، فهرست وار ذكر شده و پاسخ
داده شود. ملاك جمع آوري انتقادات
درباره برج سازي، نه صحت و سقم و يا متين
و مغرضانه بودن آنها، بلكه صرفا"
ابراز و اظهار انتقادات بوده است گر چه
بعضا" كاملا" غيرمنطقي و طنزگونه
باشند.
1 - برج
سازي موجب افزايش قيمت زمين هاي مجاور
مي شود
اين انتقاد نه تنها كاملا" غير
كارشناسي و علمي بوده و به هيچ وجه صحيح
نيست بلكه دقيقا" عكس آن مصداق دارد.
به عبارت ديگر تا زماني كه در منطقه اي
از شهر قيمت زمين كمتر از حدود 4 برابر
قيمت ساخت بنا باشد، برج سازي و ساخت و
ساز افقي و گسترش ساختمان سازي در سطح
مقرون به صرفه مي باشد. پس از افزايش
قيمت زمين به حد معين (به طور متوسط قيمت
حداقل 4 برابر قيمت ساخت بنا) آن گاه
احداث برج و ساخت و ساز عمودي در آن
منطقه از شهر مقرون به صرفه ميگردد. به
اين ترتيب برج سازي موجب افزايش قيمت
زمين نمي شود، بلكه افزايش قيمت زمين
موجب برج سازي مي گردد.
نگاهي سطحي به پهنه ساختمان سازي در سطح
كشور نيز مؤيد اين مطلب است. در شهرهاي
كوچك كه گسترش شهرها در سطح كم و عرضه
زمين زياد مي باشد، هيچ گونه ساختمان
بلند مرتبه اي احداث نمي گردد مگر در
موارد خاص همچون احداث هتل و مهمانسرا،
ساخت و ساز عمودي در شهرهاي بزرگ متمركز
مي باشد كه عرضه كم زمين موجب افزايش
قيمت آن شده و ساخت بنا در ارتفاع مقرون
به صرفه است. به ويژه در مناطقي از
شهرهاي بزرگ كه بيشترين اختلاف قيمت
مابين قيمت زمين و قيمت ساخت بنا است، به
لحاظ وجود صرفه اقتصادي بيشترين ساخت و
ساز عمودي و برج سازي انجام مي گيرد.
2 - برجها
نبايد در محيط شهري احداث شوند بلكه
بايد در شهركهاي اقماري و مناطق حاشيه
اي و اطراف شهرها احداث گردند
نكته مهم در اين رابطه اين است كه چنانچه
صرفا" متكفل امر ساخت و ساز عمودي در
كشور شود امكان ابلاغ اين دستورالعمل و
اجراي آن توسط دولت وجود دارد، زيرا
وزارت مسكن مي تواند با تكيه بر بودجه
دولتي بدون توجه به سودآوري و مقرون به
صرفه بودن اين امر، به انجام آن برابر
دستورات مبادرت ورزد. در اين صورت بخش
خصوصي به واسطه انحصار برج سازي توسط
دولت و عدم وجود صرفه اقتصادي در احداث
ساختمانهاي كم ارتفاع در شهرهاي بزرگ به
لحاظ گران بودن زمين و نيز گران بودن
قيمت تمام شده ساخت بنا، اساسا" از
سرمايه گذاري در بخش ساختمان خارج شده و
سهم 90 درصدي بخش خصوصي در ساختمان سازي
در شرايط حاضر، بر عهده دولت قرار مي
گيرد. در اين صورت از يك سو دولت نيازمند
بودجه اي بسيار عظيم تر از بودجه فعلي
مسكن يعني حداقل 10 برابر بودجه فعلي و
نيز چند برابر شدن پرسنل و مجريان دولتي
امر ساخت و ساز است و از سوي ديگر سرمايه
عظيم بخش خصوصي از ساختمان سازي خارج
شده و به عرصه بخش خدمات كه سود آن در
زمان كمتر و به ميزان بيشتر از ساختمان
بوده منتقل مي شود كه موجب افزايش شديد
قيمت كالاها و اجناس و ساير تبعات آن مي
گردد. البته با توجه به ضرورت واگذاري
امور اجرايي توسط دولت به بخش خصوصي و
كوچكتر شدن حجم بدنه اجرايي دولت و نيز
كمبود شديد بودجه دولت در شرايط حاضر و
عدم چشم انداز مناسب افزايش آن در
سالهاي آتي با روند فعلي و لزوم استفاده
از منابع غيردولتي و نيز سرمايه گذاري
داخلي و خارجي و ظرفيت بخش هاي مختلف
اقتصادي به ويژه خصوصي اساسا" انحصار
ساخت و ساز عمودي ساختمان توسط دولت
امكان پذير نبوده و هيچ گونه جيه
كارشناسي و منطقي ندارد.
از سوي ديگر سرمايه گذاري توسط بخش
خصوصي در هر زمينه اي منوط به توجيه
اقتصادي بوده و با توجه به پايين بودن
قيمت زمين در شهرك هاي اقماري و مناطق
حاشيه اي از شهرهاي بزرگ، كه كمتر از
قيمت ساخت بنا و يا مساوي آن است، اساسا"
سرمايه گذاري در ساخت و ساز عمودي در اين
مناطق توسط بخش خصوصي مقرون به صرفه
نبوده و انجام نمي پذيرد و صرفا" در
مناطقي از شهرهاي بزرگ بخش خصوصي اقدام
به سرمايه گذاري در امر ساختمانهاي بلند
مي كند كه اختلاف زياد مابين قيمت زمين و
قيمت ساخت بنا برج سازي را برخوردار از
توجيه اقتصادي مثبت بنمايد. در نهايت
اين كه با ارايه دستورات سلبي و يا
ايجابي در خصوص مشخص نمودن مكان سرمايه
گذاري بدون برخورداري از توجيه اقتصادي
نمي توان از سرمايه گذاري بخش خصوصي در
كليه زمينه ها به ويژه بخش ساختمان سود
برد و تنها نتيجه چنين دستوراتي ايجاد
عدم امنيت سرمايه گذاري، فرار سرمايه ها
و در خوش بينانه ترين حالت، انتقال
سرمايه گذاري ها از بخش ساختمان به بخش
خدمات مي باشد.
البته با بهره گيري از بررسي هاي
كارشناسي مي توان در متن فضاهاي اصلي
شهري، مكان يابي صحيح براي احداث برجها
نموده و با لحاظ صرفه اقتصادي، سرمايه
گذاري بخش خصوصي را به اين مكانهاي
مناسب جهت داد.
3 - برجها
مانع عبور جريان هوا و تابش نور خورشيد
هستند
اين انتقاد به قدري غيرعلمي و منطقي است
كه نيازي به پاسخ ندارد و بيشتر به مزاح
و لطيفه مي ماند، در اين رابطه فقط به
ذكر يك مقايسه بسنده مي گردد كه چنانچه
اين امر صحت مي داشت در حال حاضر در
شهرهايي همچون هنگ كنگ كه بيش از دو سوم
جمعيت در برجها زندگي مي كنند و يا
شهرهايي همچون شانگهاي، نيويورك،
شيكاگو كه هزاران برج در آنها احداث
گرديده، مي بايستي به زعم منتقدين به
دليل عدم عبور جريان هوا، تمامي ساكنين
از بين رفته و هيچ موجود زنده اي در آنجا
نباشد و يا به علت جلوگيري هزاران برج
ساخته شده در اين شهرها از تابش نور
خورشيد، مردم در تاريكي مطلق زندگي كنند!
كه واقعيت وجود اين شهرها خلاف اين را
ثابت مي كند. البته با مكان يابي صحيح
برجها بايستي مسايل فني از قبيل زاويه
تابش نور، جهت قرارگيري ساختمان و پنجره
ها و غيره را در نظر داشت. ولي اينها
تماما" موازيني فني در جهت احداث بهتر
و مطلوبتر برجها و رونق ساخت و ساز عمودي
و برج سازي است و نه به زعم مخالفين
توجيهاتي براي دستاويز قرار دادن جهت
مخالفت با مسيله برج سازي.
4 - برج
سازي موجب افزايش مهاجرت به شهرهاي بزرگ
مي گردد
به طور كلي برج سازي هيچ گونه ارتباطي با
مهاجرت به شهرهاي بزرگ ندارد. آنچه كه
موجب مهاجرت اقشار تهيدست از روستاها و
شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ مي گردد،
جستجوي كار و تأمين درآمد مي باشد لذا
تمركز بيشتر صنايع توليدي كشور در اطراف
شهرهاي بزرگ است كه موجب مهاجرت اين
اقشار مي شود.
همچنين مهاجرت اقشار متوسط و مرفه
شهرهاي كوچك بزرگ نيز به خاطر بهره مندي
آنان از امكانات مختلف آموزشي، رفاهي و
... و نيز بهره گيري از فرصتهاي شغلي،
تجاري، صنعتي موجود در اين شهرها مي
باشد. به اين ترتيب در صورت عدم برجسازي
در شهرهاي بزرگ نيز اين روند مهاجرت از
سوي قشر تهيدست و نيز مرفه به سوي شهرهاي
بزرگ ادامه خواهد داشت.
در نگرشي كلي اصولا" ساكنين شهرهاي
بزرگ، با آشنايي بيشتر به نحوه و محاسن
سكونت در برجها با انتخاب تغيير در
منطقه سكونت و يا تغيير در نوع مسكن،
متقاضيان اصلي سكونت در برجها هستند.
5 - برج
سازي موجب افزايش توليد زباله و فاضلاب
مي شود
توجه به اين كه مهم است كه در صورت عدم
احداث برجها، شهرهاي بزرگ به صورتي افقي
رشد مي كنند و با احداث برجها رشد افقي
شهرها متوقف گشته و رشد عمودي جايگزين
آن مي گردد.
به اين ترتيب تعداد افراد ساكن در شهرها
كه توليد كننده اصلي زباله و فاضلاب ها
هستند در هر دو صورت يكسان بوده و تنها
تفاوت در گسترش افقي و يا عمودي ساختمان
سازي در شهر است.
به اين ترتيب برج سازي و يا عدم برج سازي
هيچ گونه تأثيري در كاهش و يا افزايش
ميزان توليد زباله و فاضلاب در شهرهاي
بزرگ ندارد.
از سوي ديگر با برخورداري برجها از
سيستم دفع زباله و نيز سيستم تصفيه
فاضلاب، امكان جمع آوري بهداشتي زباله
درون مخازن مخصوص و انتقال آن توسط
ماشين هاي حمل زباله و نيز تصفيه
بهداشتي فاضلاب برج و پمپاژ آن به شبكه
فاضلاب عمومي و يا جمع آوري فضولات جامد
در مخازن مخصوصي در انتقال آن فراهم مي
گردد. در حالي كه در ساختمانهاي كم
ارتفاع به دليل عدم توجيه اقتصادي
استفاده از امكانات فوق، با حفر چاه هاي
جذبي فاضلاب به درون لايه هاي مختلف
زمين منتقل شده و زباله ها نيز به صورت
غيربهداشتي ساعت ها در معابر عمومي
گذاشته مي شود كه هر دو اين موارد موجب
آلودگي محيط اطراف، تجمع حشرات و پراكنش
انواع ميكروبها در محيط مي گردد.
6 - برجها
در كوچه هاي باريك و كم عرض ساخته شده و
ايجاد مشكل مي كنند
احداث برجها بايد منطبق با اصول شهرسازي
و رعايت موازين فني باشد. از جمله
مهمترين اين موازين، مكان يابي صحيح
براي برجها است. احداث هر چند تعداد
بسيرا معدودي از برجها در كوچه هاي كم
عرض، برابر موازين فني شهرسازي صحيح
نيست. البته به دليل عدم وجود تجارب
اجرايي در ابتداي انجام كارها ممكن است
برخي اشتباهات بروز نمايد، كه در سالهاي
اخير با وضع موازين فني مناسب از بروز
اين گونه اشتباهات جلوگيري به عمل آمده.
اما نكته مهم اين است كه اشتباه در مكان
يابي چند برج معدود، به هيچ وجه نمي
تواند مجوزي براي جلوگيري از برج سازي
باشد بلكه صرفا" راهنماي مسيولان در
وضع مقررات مناسب براي مكان يابي صحيح
برجها است.
همچنان كه فرضا" عدم مكان يابي صحيح
يك بيمارستان نمي تواند مجوزي براي
جلوگيري از احداث بيمارستان در سطح كشور
و اعلام ممنوعيت احداث بيمارستان به طور
كلي باشد.
7 - احداث
برجها موجب از بين رفتن باغات و فضاي سبز
مي شود
اولا" - از جمله مهمترين وظايف
شهرداري ها، ساماندهي فضاهاي شهري است.
به عبارت ديگر شهرداري موظف است متناسب
با بافت، نيازمندي ها و امكانات مناطق
مختلف شهري، نسبت به ساماندهي اقتصادي
مختلف و كاربري هاي آنها اقدام كند. فرضا"،
در منطقه اي جهت ساماندهي فضاها به دليل
احداث پل، تعريض خيابان و ... تخريب مسجد
و يا بيمارستان مشخصي ضروري مي شود و به
ازاء آن در محل ديگري كه توسط كارشناسان
مربوطه مناسب شناخته شود با تغيير در
كاربري ملك ديگر، مسجد يا بيمارستان
احداث مي شود. در خصوص باغها و فضاي سبز
نيز ممكن است با توجه به نظرات تناسبات
موقعيتي آن در منطقه، ضروري باشد ولو
براي احداث ساختمان بلند مرتبه. ثانيا"
- نفس نگهداري باغ و فضاي سبز معيني براي
جلوگيري از آلودگي هوا، ملاك عمل در
خصوص حفظ و گسترش فضاي سبز در مقياس يك
شهر نبوده و كارساز نيست بلكه مجموع
عملكرد ارگانهاي ذيربط به ويژه شهرداري
در خصوص فضاي سبز است كه ملاك عمل به
لحاظ شهر سازي بوده و براي مقابله با
آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ مؤثر است. به
عبارت ديگر ممكن است چند باغ با توجه به
ضرورت تغيير كاربري به لحاظ موقعيت محلي
و بافت منطقه، فرضا" حتي به وسعت بيش
از يك ميليون متر مربع، به فضاهاي
مسكوني تبديل شوند، اما تأثير گذاري
مؤثر و نهايي با احداث 40 ميليون متر مربع
فضاي سبز توسط شهرداري تهران طي سالهاي
اخير، براي تلطيف و كاهش آلودگي هوا است.
ثالثا" - ارايه مجوز به صاحبان باغها
براي ساخت بناهاي بلند مرتبه در 20 درصد
از مساحت باغ به شرط حفظ و نگهداري 80
درصد باقيمانده مساحت باغ توسط مالك و
نيز حفظ و حراست درختان و فضاي سبز توسط
ساكنان آپارتمان ها كه طبعا" مالك باغ
نيز به صورت مشاعي مي شود (همچنان كه در
اسناد آنها قيد مي شود) از جمله مؤثرترين
راهكارها براي حفظ و نگهداري باغها در
پرتو بهرث وري مناسب از آنهاست.
رابعا" - به فرض صحت نظر منتقدين در
لزوم عدم تغيير كاربري باغ معيني و
اشتباه در صدور پروانه و ساخت برج در آن،
صرفا" اين مسيله تأييد مي شود كه مكان
يابي برج معيني اشتباه صورت گرفته است
كه با وضع مقررات و موازين فني مناسب مي
توان به سهولت از بروز اين گونه
اشتباهات جلوگيري نمود. اشتباه در مكان
يابي پروژه معيني به هيچ وجه نمي تواند
حربه اي در دست منتقدان باشد براي حكم به
جلوگيري از برج سازي، كه مؤثرترين
تكنولوژي موجود اين ساخت و ساز در
شهرهاي بزرگ براي توليد انبوه مسكن است،
همچنان كه اشتباه در مكان يابي احداث
فرضا" كارخانه داروسازي مشخصي نمي
تواند مقدمه حكم به تعطيلي صنعت
داروسازي در كشور باشد.
8 - تجربه
طراحي و نيز مصالح و لوازم مناسب براي
احداث برجها در كشور وجود ندارد
احداث برجهاي متعدد در طبقات مختلف با
معماري و امكانات متنوع در سالهاي اخير
به ويژه در شهر تهران، مهمترين دليل
ابطال انتقاد فوق است.
همچنين توجه منتقدان را به اين موضوع
جلب مي كند كه براي هميشه نمي توان منتظر
ماند تا همچون سالهاي قبل از انقلاب،
شركت هاي خارجي با دانش فني جديد و
امكانات مدرن به كشور آمده و اقدام به
احداث ساختمانهاي بلند كنند و سپس
شركتهاي ايراني به اين كار اقدام نمايند.
بلكه با اتكاء به نيروهاي كارآمد
كشورمان بايد به وسيله مهندسين و
متخصصان داخلي با بهره گيري از دانش
حديد و امكانات موجود در كشور و ابتكار
عمل و خلاقيت، اقدام به احداث برجها
نمود و در طي زمان با افزايش تجارب و
استمرار انتقال دانش فني و تجهيز
امكانات ساختمانهاي بلند در ايران نيز
همچون ساير كشورهاي جهان به مرور روند
تكاملي خويش را طي نمايند. همچنان كه
فرضا" در ساير شهرهاي بزرگ دنيا از
جمله نيويورك نيز ضمن احداث برجهاي فوق
العاده مدرن در سالهاي اخير، از برجهاي
ساخته شده با امكانات ايمني و رفاهي
كمتر و مصالح و تكنيك هاي 30 سال پيش نيز
كه برابر استانداردهاي برج سازي
امروزي، غيرقابل قبول مي باشد، همچنان
توسط قشرهاي مختلف مردم استفاده مي شود.
به هر حال برج سازي، يكي از تكنولوژي هاي
محصول فرايند تكامل دانش بشري، همچون
اتومبيل، هواپيما، تلويزيون و ... ميباشد
كه موجب تسهيل زندگي انسان امروزي در
شهرهاي بزرگ است. شناخت و بهره گيري از
اين تكنولوژي توسط متخصصان ايراني،
موجب ارتقاء كيفيت صنعت ساختمان در كشور
و به مرور زمان با آگاهي بيشتر در ابعاد
مختلف اين تكنولوژي، بومي نمودن آن با
توجه به سلايق و نيازمنديهاي خاص مردم
كشورمان توسط متخصصين مي شود.
9 - برج
سازي در برخي مناطق شهري با توجه به
كمبود و قدمت امكانات از قبيل آب و برق،
موجب بروز اشكالات مي شود
البته بسياري از امكانات همچون تلفن،
گاز و ... توسط سازمانهاي ذيربط در سالهاي
اخير در تهران متناسب با نيازمنديهاي
شهري هفت ميليون نفري تقويت و نوسازي
شده اند و يا همچون شبكه فاضلاب متناسب
با جمعيت فعلي و افزايش آتي آن در حال
احداث مي باشند، اما برخي امكانات نيز
كه متناسب با جمعيت سالها پيش تهران كه
تنها يك ميليون نفر جمعيت داشته ايجاد
شده، در شرايط حاضر نيازمند تجهيز و
نوسازي سريع توسط ارگانهاي مسيول
متناسب با جمعيت كنوني شهر تهران و
افزايش آتي آن است. به هر حال به دليل عدم
تجهيز و نوسازي برخي امكانات نمي توان
ساخت و ساز عمودي در شهرهاي بزرگ را
متوقف كرد چرا كه اين امر موجب گسترش
افقي شهر مي شود كه در اين صورت هزينه
هاي سرمايه گذاري امكانات زيربنايي آن
چندين برابر هزينه تجهيز و نوسازي
امكانات موجود فعلي است. همچنان كه فرضا"
به دليل كهنگي و فرسودگي امكانات جايگاه
هاي انتقال سوخت، نمي توان دستور به عدم
استفاده مردم از اتومبيل داد بلكه بايد
نسبت به تجهيز و نوسازي امكانات
جايگاههاي ارايه سوخت اقدام كرد.
10 - برج
سازي موجب رواج الگوهاي غربي مي شود
اين سخن منتقدين به واسطه عدم برخورداري
آنان از شناخت صحيح در مورد پديده برج
سازي است. به طور كلي برج سازي صرفا"
نوعي «تكنولوژي» در صنعت ساختمان سازي
است و نه نوعي «ارزش» و يا «الگو» در
فرهنگ غربي. به عبارت ديگر برج سازي «تكنيك
مادي» است و نه «مظهر فرهنگي» و «سمبل
فكري». برج سازي تكنولوژي ساخت و ساز
عمودي در شهرهاي بزرگ است و داراي
كاركرد يكساني در اسكان انسان ها با
نژادها و فرهنگهاي متفاوت در نقاط مختلف
دنيا از جمله نيويورك، پاريس، مسكو،
پكن، رياض، دمشق، قاهره دارد. برج سازي
همان قدر الگوي غربي و موجب رواج فرهنگ
غربي است كه استفاده از هواپيما،
اتومبيل، قطار، تلفن، يخچال، مسلسل،
تانك و ... اينها همگي محصولات دانش بشري
بوده كه كاركردشان بسيار فراتر از فرهنگ
سازندگانشان است. همچنان كه ادوات نظامي
ساخت كارخانه واحد، مي تواند و حتي
متخاصم با فرهنگها و افكار گوناگون، در
خدمت اهداف متفاوت قرار گيرد. نهايتا"
اين كه اعتقاد به رواج الگوهاي فرهنگي
توسط برج سازي، اعتقاد به اصالت داشتن
ابزار و ماديات و تابع و منفعل دانستن
انسان است كه با اعتقادات و فرهنگ
اسلامي، سازگار نمي باشد. بلكه بر طبق
فرهنگ اسلامي، اين انسان است كه اصالت
داشته و نحوه اثرگذاري بر ماديات و
چگونگي استفاده از ابزارها را تعيين مي
كند به طور كلي نه برج سازي موجب رواج
فرهنگ غربي در جامعه ما است و نه عدم برج
سازي موجب تثبيت و غناي فرهنگي انقلابي
در جامعه مي گردد بلكه صرفا" برج سازي
در شهرهاي بزرگ كشور موجب استفاده بهينه
از دانش و تكنولوژي امروزي بشري در جهت
افزايش سريع توليد و عرضه مسكن براي رفع
نيازمنديهاي قشرهاي مختلف مردم به مسكن
و صرفه جويي - هاي گسترده در اقتصاد كلان
جامعه به لحاظ جلوگيري از رشد بي رويه
طولي و عرضي شهرها مي گردد و عدم برج
سازي موجب كمبود مسكن و گرانتر شدن آن در
شهرهاي بزرگ گشته و گسترش افقي شهرها را
با تحميل هزينه هاي هنگفت سرمايه -گذاري
به دولت در پي دارد. همچنين برج سازي در
بسياري از شهرهاي ساير ممالك اسلامي
همچون مكه، مدينه، جده، اسلام - آباد و ...
انجام مي پذيرد حتي جوامعي كه بسيار
سنتي و بسته بوده و حتي زنان حق رأي و
اجازه رانندگي ندارند، وليكن به هيچ وجه
در آن كشورها برج سازي به عنوان مروج
الگوها و فرهنگ غربي تلقي نمي شود.
11 - برج
سازي موجب افزايش قيمت مسكن مي شود
اين ادعاي منتقدين برج سازي نه تنها هيچ
گونه پايه و اساس علمي و منطقي ندارد،
بلكه دقيقا" عكس آن صادق است؛ يعني
اساسا" برج سازي موجب كاهش قيمت مسكن
مي شود. بر اساس اصل كلي عرضه و تقاضا
چنانچه عرضه كالايي بيشتر شود و تقاضا
براي آن كالا كاهش يابد در نتيجه قيمت آن
كاهش مي يابد و برعكس. برج سازي مؤثرترين
شيوه افزايش عرضه مسكن در شهرهاي بزرگ
است. با افزايش شديد قيمت مسكن گرفته شده
و در دراز مدت موجب كاهش قيمت مسكن در
شهرهاي بزرگ مي شود. افزايش قيمت مسكن در
سالهاي گذشته كه به لحاظ زماني همراه با
شروع برج سازي به طور گسترده بود، معلول
شرايط تورمي كلي حاكم بر اقتصاد كشور
است كه موجب افزايش قيمت ارز، كالاها و
خدمات و از جمله مسكن شد و برجسازي به
هيچ وجه علت گراني مسكن نيست. جالب آن كه
در سالهاي گذشته قيمت مسكن تنها نصف
افزايش قيمت ساير كالاها، گرانتر شده
است. |