اينترنت از آغاز تا كنون
فرامرز كوثرى

مجموعه مكالمات استاد رايان و مبتدى جوان در مورد اينترنت
چكيده
در اين نشست، مبتدى جوان با تاريخچه اينترنت و نحوه شكل گيرى آن آشنا مى شود. استاد رايان ضمن اشاره به روند تكامل بما در شبكه ها سعى مى كند دلايل محبوبيت و رشد سريع آن را به زبان ساده براى مبتدى تشريح نمايد.

مبتدى: سلام استاد رايان! آمده ام تا با شما در مورد اينترنتب صحبت كنم و قبل از هر چيزى تاكيد مى كنم كه به هر ترتيبى كه هست بايد به طور كامل از رمز و راز اين سرزمين نامكشوف سردرآورم !
استاد رايان: بسيار عالى است. ضمن تحسين اشتياق زايدالوصف جنابعالى، سئوالى دارم و آن اينكه آيا منظور شما صحبت در مورد internet است يا Internet؟
مبتدى: مگر فرقى مى كند؟!
استاد رايان: بله! internet كه با حرف كوچك انگليسى i شروع مى شود، كوته شده internet working يا باتصال شبكه ها به يكديگر است و Internet كه با حرف بزرگ انگليسى I شروع مى شود، كلكسيونى از ميليون ها كامپيوتر است كه در هزاران سايت اطراف جهان پراكنده شده اند و كاربران و استفاده كنندگان آن، صرف نظر از نوع كامپيوترى كه دارند، مىتوانند روى اين شبكه كامپيوترى غول پيكر اطلاعات رد و بدل كنند و فايل به اشتراك گذارند. به اين شبكه عظيم نت (Net) و سايبر اسپيس (Space Cyber) نيز گفته اند.
مبتدى: متوجه شدم. منظور من دقيقا همين به اينترنت غول پيكرى است كه با حرف بزرگ انگليسى I شروع مى شود.
استاد رايان: بسيار عالى است. در واقع اين شبكه شبكه ها در ابتدا يك پروژه نظامى بود و اتفاقا مانند بسيارى از ايده هاى بزرگ، در ابتدا براى هدف ديگرى مطرح شد. در سال 1969.م شبكه اى موسوم به آرپانت (ARPANET) توسط ببولت، ببرانك و بنيومن تحت قراردادى كه ايشان با آژانس پروژه هاى تحقيقاتى پيشرفته وزارت دفاع امريكا (يا ARPA) منعقد كردند، طراحى گرديد و توسعه يافت. ARPANET شبكه اى بود كه مراكز دفاعى، نظامى و دانشگاهى طرف قرارداد وزارت دفاع را به هم متصل مى ساخت.
مبتدى: هدف از اين اتصال چه بود ؟
استاد رايان: تسهيل تبادل و اشتراك اطلاعات بين محققين به ساده ترين نحو ممكن، بدون نياز به اينكه محقق وقت ذى قيمت خود را صرف برقرارى و حفظ ارتباط كند. ديرى نپائيد كه قابليتهاى انتقال فايل، تبادل پيام هاى الكترونيكى يا mail E و ليستهاى پستى به اين شبكه نوپا اضافه گرديد و تعداد كاربران اين شبكه كوچك به سرعت افزايش يافت.
مبتدى: گفتيد كوچك! مگر در ابتدا تعداد كامپيوترهاى اينترنت چند تا بود؟
استاد رايان: چهار عدد! كه در ايالتهاى كاليفرنيا و اوتاهاى امريكا مستقر بودند و توسط تكنولوژى جديدى موسوم به بپاكت سوئيچينگ به همديگر متصل شده بودند.
مبتدى: يادم هست كه در جايى خواندم: ((ARPA يا همان موسسه پروژه هاى پيشرفته پژوهشى در پاسخ به پرتاب ماهواره اسپوتنيك روسيه تاسيس شد و هدف از تاسيس آن تحقيق و آزمايش روشى بود كه بتوان از طريق خط تلفن كامپيوترها را به هم متصل كرد به نحوى كه چندين كاربر بتوانند در يك خط ارتباطى شريك شوند.
استاد رايان: بله تا حدودى! البته هدف ARPA ايجاد شبكه اى مانند اينترنت نبود و فقط مى خواست با اين شبكه اى كه مى سازد از حمله اتمى موشك هاى بالستيك روسى جان سالم بدر برد و همان طورى كه اشاره كردم ظهور تكنولوژى بپاكت سوئيچينگ در عملى شدن اين ايده بسيار موثر بود. اين شبكه طى دهه 1970 .م از شكل يك پروژه آزمايشى به يك پروژه فراگير مبدل شد و ضمن به كارگيرى ارتباطات ماهواره اى، رفته رفته شكل يك شبكه گسترده جهانى (WAN) را به خود گرفت. در واقع با ظهور و توسعه كامپيوترهاى شخصى روميزى (PCها) و رشد تكنولوژى ارتباط اين كامپيوترهاى روميزى به يكديگر و امكان ايجاد شبكه هاى محلى (LAN)، شركتها و موسسات بى شمارى به فكر اتصال به ARPANET افتادند تا بتوانند از امكانات و اطلاعات و احيانا قدرت و توانايى آن به نفع خود استفاده كنند. برخى نيز به ايجاد شبكه هاى اختصاصى پرداختند و در اين راه بعضى از آنها قواعد ARPANET را رعايت كردند و برخى هم استانداردهاى جديدى را براى خود تعريف كردند. مبتدى: خوا مىتوانم حدس بزنم كه چه بازار آشفته اى درست شده بود!
استاد رايان: حق با شماست. اما ديرى نپائيد كه نياز شديدى به برقرارى ارتباط مابين اين شبكه هاى متعدد پيدا شد و در نتيجه آن افرادى متخصص از شبكه هاى متعدد و پراكنده، به طور منظم گرد هم آمدند و استانداردى را تدوين نمودند كه هر شبكه با رعايت آن مىتوانست با ساير شبكه ها به تبادل اطلاعات بپردازد. به اين ترتيب تلفيق و اجتماعى از شبكه هاى مختلف با اصول كارى متفاوت بوجود آمد كه اين اجتماع اينترنت (Internet) خوانده شد.
مبتدى: در واقع رشد ARPANET ايجاب مى كرد كه روشهاى جديدى براى ارتباط ايجاد شود. اين طور نيست؟ استاد رايان: بله. در اوايل 1973، يعنى زمانى كه سيستم هاى كامپيوترى بزرگ يا مين فريم ها يكه تاز بازار بودند و هنوز خبرى از كامپيوترهاى شخصى روميزى نبود، ARPA كه با افزوده شدن لغت Defence به ابتداى آن به DARPA (يا آژانس پروژه هاى پژوهشى پيشرفته دفاعى) تغيير نام داده بود، شروع به كار روى پروژه جديدى نمود كه Internetting Project يا پروژه به هم مرتبط سازى شبكه ها ناميده شد. هدف از اين پروژه يافتن راهى براى متصل ساختن شبكه ها به يكديگر بود. البته بايد توجه داشت كه هر يك از اين شبكه ها براى جابجايى اطلاعات خود از روشهاى متفاوتى استفاده مى كردند. وقتى روش لينك كردن يا مرتبط ساختن كامپيوترها مشخص مى شد، صاحبان شبكه ها مى توانستند از طريق وسايل خاصى موسوم به دروازه ها (gate ways) شبكه هاى خود را به هم وصل كنند كه البته لينك يا ارتباط بين شبكه ها نياز به پروتكل هاى مناسب داشت.
مبتدى : پروتكل ديگر چيست؟
استاد رايان: پروتكل (Protocol) به زبان ساده يك مجموعه قواعد است كه نحوه تبادل داده بين برنامه هاى مختلف را تعيين مى كنند. در واقع اين پروتكل ها هستند كه مشخص مى كنند يك شبكه پيام ها را چگونه جابجا كند و با خطاها چگونه رفتار كند. با استفاده از اين پروتكل هاست كه امكان ايجاد استانداردهايى مستقل از يك سيستم سختافزارى خاص ميسر مى گردد. اينترنت از پروتكلى موسوم به TCP/IP استفاده مى كند كه كوته نوشته Transmission Control Protocol / Internet Protocol است و مىتوان آن را پروتكل كنترل انتشار / پروتكل اينترنتب ترجمه كرد. IP مسئول آدرس دهى شبكه است و TCP مسئول آن است كه پيام ها به مقصد صحيح برسند. اين پروتكل هاى قدرتمند را دو نفر به اسامى رابرت كاهن و وينتون. جى. سرف در 1974 توسعه دادند. در واقع اگر بخواهيم تعريف سريعى براى اينترنت پيدا كنيم مى توانيم بگوئيم: اينترنت شبكه اى از شبكه هاست كه مجموعه پروتكل هاى TCP/IP را اجرا مى كند.
مبتدى: پس به اين ترتيب مى توان گفت كه ARPANET وقتى TCP/IP را پذيرفت اينترنت متولد شد.
استاد رايان: در واقع گام اصلى در شكل گيرى اينترنت، قبول TCP/IP به عنوان پروتكل استاندارد تبادل اطلاعات از سوى وزارت دفاع امريكا براى ARPANET در سال 1982 بود. با عموميت پذيرش پروتكل TCP/IP راه براى ايجاد بيك شبكه از شبكه هاى كامپيوترى متفاوت يعنى اينترنت هموار گرديد. پس از آن شبكه هاى ديگرى مانند شبكه اروپا و ژاپن به آن پيوستند و ARPANET سريعا گسترش يافت. در نهايت در ژوئن سال ARPANET 1990 منحل گرديد و فقط بخش نظامى جدا شده از آن يعنى MILNET براى كاربردهاى مخصوص خود هنوز فعال است.
مبتدى: وقتى ARPANET منحل شد پس چه چيزى اينترنت نام گرفت؟
استاد رايان : بسيارى از مردم سال 1983 ميلادى را تاريخ واقعى تولد اينترنت مى دانند. در اين سال ARPANET اوليه به دو بخش نظامى (MILNET) و تحقيقات شبكه (خود ARPANET) تقسيم شد. اما قبل از آن در اوايل 1980 .م شبكه CSNET كه كامپيوترهاى دپارتمان هاى علوم چندين ايالت را به هم وصل مى كرد، به عنوان اولين شبكه غريبه به ARPANET متصل شد. بعدها CSNET در 1989 با BITNET ادغام گرديد. همان طورى كه اشاره كردم در ژوئن 1990 ، ARPANET منحل شد و وظايف آن به ساختار گسترده ترى به نام اينترنت محول شد. اينترنت از همان دو اصلى تبعيت كرد كه ARPANET رعايت مى نمود و آن دو اصل عبارت بودند از :
1 - اجازه بده شبكه ها توسط مجموعه اى از پروتكل ها به هم وصل شوند.
2 - اجازه بده شبكه هاى جديد به شبكه بزرگ اصلى وصل شوند و از طريق دروازه ها (gateways) با آن تبادل اطلاعات كنند.
در حال حاضر بنياد علوم ملى امريكا يا Science NSF National) (Foundation در قالب شبكه اى جديد بسيارى از وظايف ARPANET را به عهده دارد.
مبتدى: اساسا چرا اين شبكه جديد بنياد ملى علوم يا NSFNET ايجاد شد؟
استاد رايان: به خاطر يك نياز خاص. NSF قصد داشت 6 مركز سوپركامپيوتر پراكنده در ايالتهاى مختلف امريكا را به هم وصل كند و در نظر داشت تا اين سايتها را به مجامع علمى مرتبط سازد تا قبل از آن اين كامپيوترهاى فوق سريع در اختيار مراكز تحقيقاتى نظامى و پژوهشگران مراكز و موسسات بزرگ قرار داشت، اما با وصل شدن اين سوپركامپيوترها، دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها نيز توانستند از توانايى هاى پردازشى و ذخيره سازى ابركامپيوترهاى NSF برخوردار شوند.
مبتدى: كاملا حس مى كنم كه دانشجويان شيفته كامپيوتر چقدر از اين اتفاق لذت بردند!
استاد رايان: حق با شماست. چون تعداد سوپركامپيوترها كم و قيمت آنها زياد بود، لذا چاره اى جز به اشتراك گذاشتن آنها وجود نداشت. اما از سوى ديگر مشكل ارتباط و اتصال اين سوپركامپيوترها به يكديگر وجود داشت و NSF به دنبال راهى براى اتصال اين مراكز به يكديگر مى گشت.
مبتدى: خوب اينكه مشكلى نبود. NSF مىتوانست از آرپانتب براى ارتباط سوپركامپيوترها استفاده كند؟!
استاد رايان: البته NSF هم در ابتدا همين قصد را داشت، اما ديرى نپائيد كه به دليل كاغذبازى و مشكلات مديريتى اين استراتژى با شكست مواجه شد. در پاسخ، NSF تصميم گرفت تا شبكه اى براى خودش، بر اساس تكنولوژى IP آرپانتب بسازد. NSF مراكز سوپركامپيوترى خود را با خطوط تلفنى 65 هزار بيت بر ثانيه (65 kbps.) به هم متصل ساخت. با اين خطوط ارتباطى NSF مىتوانست در هر ثانيه دو صفحه تايب شده كامل را انتقال دهد و هر چند اين سرعت براى مودم هاى كنونى كند است اما براى زمان خودش سريع و تقريبا خوب بود.
مبتدى: چقدر عالى! حتما همه دانشگاه ها بلافاصله از طريق اين خطوط تلفنى سريع به سوپركامپيوترها وصل شدند!؟
استاد رايان: چه مى گوئيد مبتدى عزيز؟ آيا به هزينه اين كار فكر كرده ايد؟ شما براى اين خطوط تلفنى برحسب كيلومتر پول مى دهيد و اگر قرار باشد هر مركز دانشگاهى مستقلا به نزديكترين سوپركامپيوتر خود وصل شود، كيلومترها خط تلفن نياز است و صنعتى شبيه چرخ دوچرخه پيش مى آيد كه در آن سيم هاى مفتولى متعددى به نگهدارنده مركز چرخ وصل شده اند. براى حل اين مشكل كارشناسان NSF تصميم گرفتند تا شبكه هاى منطقه اى ايجاد كنند و در هر ناحيه كشور، مراكز آموزشى را به نزديكترين همسايه وصل كنند. هر كدام از اين شبكه ها در يك نقطه به يك مركز سوپركامپيوتر وصل مى شوند و اين مراكز نيز به همديگر متصل مى گردند. با اين پيكربندى هر كامپيوتر مى تواند با هر كامپيوتر ديگر روى شبكه صحبت كند. اين راه حل موفقيت آميز بود و مانند هر راه حل موفق ديگر، زمانى فرارسيد كه اين راه حل ديگر كار نكرد.
مبتدى: حتما دليل آن ترافيك بيش از حد بود!
استاد رايان: كاملا درست است. به اشتراك گذاشتن سوپركامپيوترها باعث شد تا حجم زيادى از اطلاعات اضافى كه ربطى به اين مراكز نداشتند نيز از منابع اين مركزها استفاده كنند. ناگهان حجم مبادله داده ها بين مراكز دانشگاهى بالا رفت و سرانجام كامپيوترهاى كنترل كننده شبكه و خطوط تلفنى متصل كننده اين كامپيوترها با اضافه بار مواجه شدند. سرانجام در سال 1987 ميلادى، NFS قراردادى جهت مديريت و ارتقای شبكه با كمپانى .Inc Merit Network كه شبكه آموزشى ميشيگان را اداره مى كرد با مشاركت آى.بى.ام و MCI منعقد ساخت و در نتيجه آن شبكه قديمى با خطوط تلفنى سريعترى (20 بار سريعتر) و با كامپيوترهاى كنترل كننده سريعترى جايگزين شد.
مبتدى: و اين روند تكامل على الظاهر بايد همچنان ادامه مى يافت، چرا كه هميشه مى توان علاقه مندان جديدى براى استفاده از اين شبكه ها پيدا كرد.
استاد رايان: بلى! استخوانبندى يا backbone شبكه NSFNET بنا به گزارشات منتشره، در نيمه اول سال 1988 ماهانه 115 ميليون پاكت اطلاعات را جابجا مى كرد و Merit، آى.بى.ام و MCI پذيرفتند كه ضمن مديريت و نگهدارى NSFNET، توسعه و تكامل آن را نيز ادامه دهند. اين استخوانبندى در سال ...13 199 سايت شامل 6 مركز سوپركامپيوتر و 7 شبكه محلى را به يكديگر متصل ساخت. در جولاى 1988 ، شبكه 13 گره را با خطوط اجاره اى T1 با سرعت 1/5 مگابيت بر ثانيه (Mbps) به همديگر متصل ساخته، نرخ رشد ترافيك بين جولاى 1988 تا جولاى 1989 ماهانه 20 درصد گزارش شده است. گره چهاردهم اضافه شد و اتصالات بين East FIX و FIX West برقرار گرديد. FIX كوته نوشته Interagency eXchange Federal است و FIX East و FIX West نقاط اتصال بين آژانس هاى دولت فدرال امريكا مىباشند. FIX West در مركز تحقيقات ناسا نزديك سان فرانسيسكو قرار داد و East FIX نزديك دانشگاه مريلند مى باشد.
مبتدى: كم كم باورم مى شود كه اينترنت يك شبكه كاملا امريكايى است!؟
استاد رايان: در سپتامبر 1990 ، بنياد علوم ملى امريكا يا همان NSF، تاسيس سرويس ها و شبكه پيشرفته يا ANS را اعلام كرد. ANS كوته نوشته Services, Inc Advanced Network است و كمپانى هاى آى.بى.ام، Merit و MCI آن را ايجاد كردند. اين سه كمپانى ANS را جهت تهيه ساختارى براى فعاليت NSFNET تشكيل دادند. تحت قراردادى با Merit ، ANS ضمن فعال نگاه داشتن استخوانبندى T1 براى TNSFNE، يك استخوانبندى جديد T3 (با سرعت انتقال 45 مگابيت بر ثانيه) نيز براى آن ساخت. سرانجام در دوم دسامبر 1992 ، استخوانبندى T3 عملياتى شد و نسبت به روزهاى اوليه65 كيلوبايت بر ثانيه اى، انتقال اطلاعات با سرعت 700 بار سريعتر ممكن گرديد. با خطوط انتقال T3 شما مى توانيد در هر ثانيه 1400 صفحه متنى تايب شده با فاصله سطرهاى معمولى را جابجا كنيد. اما ترافيك مورد تقاضا رشد سريعترى داشت و ترافيك NSFNET از 195 ميليون پاكت اوت 1988 به حدود 24 بيليون در نوامبر 1992 افزايش يافت. در آن ماه نرخ انتقال اطلاعات شبكه به بيليون پاكت در روز رسيد و رشد ترافيك با نرخ 11 درصد در ماه ادامه يافت. با استخوانبندى T3، آرايش و ترتيب جديدى توسعه يافت كه به ANS اجازه مى داد روى همان تجهيزات دو شبكه مستقل را برپا سازد. NSFNET به پشتيبانى از موسسات دولتى ادامه داد اما ANS يك بخش به نام RE + ANS CO ايجاد نمود كه از كاربران تجارى شبكه پشتيبانى مى كرد.
مبتدى: بنابراين NSFNET ديگر استخوانبندى ترافيك اينترنت امريكا نيست و فقط يك مشترى ANS به شمار مى آيد؟!
استاد رايان: و البته مشترى اصلى آن! NSFNET يك شبكه پژوهشى ملى شده است و به شدت تلاش مى كند تا يك بشبكه آموزش و پژوهشى ملى موسوم به NREN را ايجاد كند NREN كوته نوشته Education Network National Research است و با خطوط ارتباطى سرعت بالاى خود، شبكه هاى آژانس هاى علمى از قبيل دپارتمان انرژى Esnet و شبكه نظارت فضايى و هوايى ملى NSINET را به هم وصل مى كند و در عين حال دسترسى به شبكه هاى محلى و منطقه اى را فراهم مى سازد. افزون بر اين شبكه هاى جديدترى موسوم به شبكه هاى سطح ميانى يا level mid نيز در ايالتهاى مختلف امريكا ظهور كرده اند كه بعضى از آنها توسط مراكز دانشگاهى ايجاد شده اند و برخى ديگر را شركتهاى تجارى خصوصى برپا ساخته اند. NSF تلاش مى كند تا اين شبكه هاى منطقه اى را به سايتهاى جديد وصل كند و در عين حال استقلال مالى اين شبكه ها را در سه تا پنج سال نيز پذيرفته است. شبكه هاى منطقه اى براى تامين هزينه هاى خود اقدام به ارائه سرويس هاى شبكه نموده اند كه اين خود رشد سريعى را باعث شده است.
مبتدى: بسيار عالى است! اما با اين اوصاف پس چه كسى اينترنت را شكل مى دهد ؟
استاد رايان: جواب اين سئوال كمى مشكل است و با گذشت زمان پاسخ فرق مى كند. هفت سال پيش اينترنت به همه شبكه هايى گفته مى شد كه به همديگر مرتبط شده بودند و بر اساس پروتكل هاى TCP/IP كار مى كردند كه اين شبكه ها مى توانستند انواع شبكه هاى دولت فدرال امريكا، مجموعه اى از شبكه هاى منطقه اى، شبكه هاى دانشگاهى و بعضى شبكه هاى خارجى باشند. اما اخيرا بعضى از شبكه ها كه مبتنى بر پروتكل IP نيستند نيز از اينترنت خوششان آمده و مى خواهند سرويس هاى اينترنت را در اختيار سرويس گيرندگان خود قرار دهند. به همين خاطر روشهاى اتصال جديدى براى مرتبط ساختن اين شبكه هاى غريبه (مانند Bitnet ، DECnet و غيره) توسعه داده شده است. ابتدائا به اين اتصالات دروازه يا gateway گفته مى شد و از آن صرفا براى انتقال پيام هاى الكترونيكى بين دو شبكه استفاده مى شد. اما با رشد اين شبكه هاى غريبه، كاربران آنها موفق به استفاده از ديگر سرويس هاى اينترنت شدند و حال براى اين سئوال كه آيا شبكه هاى بيگانه هم بخشى از اينترنت محسوب مى شدند يا خير؟ جواب صريحى نمى توان عنوان كرد.
مبتدى: پس چه كسى هزينه اينترنت را تامين مى كند؟
استاد رايان: هيچ كس! اصولا شركتى به اسم كمپانى اينترنت وجود ندارد كه صورتحساب صادر كند و از همه شبكه ها و كاربران پول بگيرد. به جاى آن هر شبكه پول خودش را مى پردازد. NSF هزينه NSFNET را مى پردازد و NASA هزينه NASA Science Internet را پرداخت مى كند. شبكه ها گرد هم مى آيند و تصميم مى گيرند كه چگونه به همديگر وصل شوند و خودشان هزينه اين اتصال را فراهم مى كنند. يك كالج يا دانشكده هزينه اتصال خود را به شبكه منطقه اى مى پردازد و شبكه منطقه اى هم هزينه اتصال را به نهادى كه دسترسى او را به اينترنت ممكن ساخته مى پردازد.
مبتدى: چه كسى اينترنت را اداره مى كند ؟
استاد رايان: هيچ كس و همه كس! اساسا اينترنت هيچ رئيس جمهور، مديرعامل يا رئيس كلى ندارد و هر كسى مى تواند نقطه نظرات خود را آزادانه روى آن مطرح كند. البته شبكه هاى متصل به اينترنت مىتوانند رئيس يا مديرعامل داشته باشند اما هيچ فرد يا قدرت واحدى براى كنترل اينترنت در حالت كلى وجود ندارد. قدرت نهايى تصميم گيرنده براى آينده اينترنت را مى توان در نهادهايى مانند مجمع اينترنت يا ISOC (كوته نوشته Society Internet) پيدا كرد. من ليست خلاصه اى از سازمان هاى كليدى اينترنت را به صورت يك مقاله مستقل برايت آماده دارم كه تقديم مى كنم. نام اين مقاله بسازمان هاى كليدى اينترنتب است و راجع به سازمان ها و نهادهاى تقريبا رسمى و كليدى اينترنت در آن مطالبى آمده است.
مبتدى: به زبان ساده منظور شما اين است كه اگر من يك خرابكار باشم و يا اگر شبكه اى باعث آسيا اينترنت شود، اين خطر مى تواند از مسيرهاى مختلفى وارد اينترنت شود و آن را آلوده كند. اين طور نيست؟
استاد رايان: بلى و كرم اينترنت يا Worm بهترين شاهد اين مدعاست!
مبتدى: اين كرم حتما سيم هاى كامپيوترهاى اينترنت را مى خورد؟
استاد رايان: البته كه نه! اين كرم يك برنامه كامپيوترى بود كه خود به خود تكثير و منتشر مى شد و يك دانشجوى فارغ التحصيل رشته علوم كامپيوتر دانشگاه كرنل به نام رابرت موريس آن را نوشته و در دوم نوامبر 1988 وارد اينترنت كرده بود. او براى اينكه بقيه را به اشتباه بياندازد، كرم نرم افزارى خود را از MIT به اينترنت تزريق كرد. موريس به زودى فهميد كه كرم ساخت او خيلى سريعتر از انتظارى كه داشت تكثير شد و ماشين ها را آلوده ساخت و سرانجام ديرى نپائيد كه ماشين هاى زيادى در مكان هاى مختلف از كار افتادند يا دچار جنون شدند. وقتى موريس متوجه وخامت اوضاع شد براى يافتن چاره با دوستى در دانشگاه هاروارد تماس گرفت. سرانجام آنها پيام بى نامى را از هاروارد روى شبكه فرستادند و در آن براى برنامه نويسان نحوه كشتن كرم و پيشگيرى را تشريح كردند. ولى از آنجا كه مسيرهاى شبكه مسدود شده بود اين پيام نتوانست به موقع به مخاطبانش برسد و كامپيوترهاى سايتهاى متعددى از جمله دانشگاه ها، سايتهاى نظامى و مراكز تحقيقاتى پزشكى آلوده شدند. ضرر مالى ناشى از اين كرم براى سايتهاى مختلف از 200 دلار شروع و بعضا به بيش از 35 هزار دلار هم رسيد.
مبتدى: پس اينترنت آن قدرها هم كه مى گويند محل امن و مطمئنى نيست؟!
استاد رايان: بلى تا حدودى. كرم نرم افزارى جناب موريس با استفاده از ضعفى كه در مود ديباگ (debug) برنامه ارسال پيام يونيكس و همچنين ضعفى كه در يوتيليتى finger وجود داشت، موفق شد به داخل اينترنت نفوذ كند و البته نمى توان منكر شد كه بى دروپيكرى اينترنت تا حد زيادى در اين اپيدمى موثر بود.
مبتدى: بيچاره آنهايى كه مى خواهند از اينترنت اطلاعات صحيح و سالم و درست بردارند و ناگهان با يك كرم نرم افزارى روى مونيتورشان روبرو مى شوند! عجب شهر بى قانونى است اين اينترنت!
استاد رايان: اين قدرها هم بدبين نباشيد مبتدى عزيز. فراموش نكنيد كه بخش زيادى از كاربران حرفه اى اينترنت را دانشجويان و دانشگاهيان تشكيل مى دهند. در واقع به محض انتشار خبر آلودگى، افرادى در دانشگاه بركلى و MIT كه كپى برنامه را داشتند به سرعت آن را دمونتاژ يا disassemble كردند (يعنى برنامه را به فرم سورس آن درآوردند) و مطالعه روى نحوه كار آن را بلافاصله آغاز كردند. تيم هاى برنامه نويسان بى وقفه كار كردند و سرانجام موفق شدند كه در گام اول يك راه درمان موقتى جهت ممانعت از شيوع پيوسته كرم نرم افزارى موريس پيدا كنند. بعد از حدود 12 ساعت تيم بركلى موفق به كشف راهى جهت متوقف ساختن شيوع كرم گرديد. روش درمان ديگرى نيز در Purude كشف شد و به همه جا منتشر گرديد. اما به خاطر اينكه سايتهاى متعددى ارتباط خودشان را با اينترنت قطع كرده بودند، اين نسخه هاى درمانى نتوانست سريعا به متقاضيان آن برسد. بعد از چند روز همه چيز به آرامى به حالت عادى برگشت و همه خواستند بدانند كه چه كسى اين كار را كرده بود. موريس بعدا در روزنامه نيويورك تايمز به عنوان نويسنده كرم معرفى شد و مدارك موجود به خوبى مجرميت او را ثابت نمود. رابرت. ت. موريس به جرم اقدام خرابكارانه و شيادى به پرداخت 10050دلار جريمه و سه سال تحت نظر بودن محكوم شد. مبتدى: نمى دانم چرا با موريس احساس همدردى مى كنم! به نظر من او فقط مى خواست نشان دهد كه اينترنت غول پيكر ضعف هايى هم دارد! آيا اين جرم بزرگى است؟
استاد رايان: اتفاقا بدان فارمر و بويسته ونه ماب نويسندگان شيطان (SATAN) هم همين ادعا را داشتند و ادعا مى كردند كه برنامه اى كه آنها تحت يونيكس نوشته اند در واقع يك نرم افزار مميزى سيستم هاست كه مى تواند نقاط ضعف كليه شبكه هاى متصل به اينترنت را آشكار كند و روشهاى برطرف ساختن اين ضعف ها را در اختيار راهبران شبكه ها قرار دهد. آنها مدعى بودند كه SATAN كوته نوشته Security Administrator Tool for Analyzing Networks است كه معناى آن مى شود: ابزار راهبرى ايمنى براى تحليل شبكه ها.
مبتدى: چقدر خوب! كم كم مى فهمم چرا همه مى گويند:
* اينترنت يك پروژه نظامى و امريكايى است
* اينترنت بى صاحب است و مالكى ندارد
* اينترنت غيرقابل كنترل است و هر كسى مىتواند هر پيامى را روى آن جابجا كند
* و از همه مهمتر چرا به اينترنت مادر شبكه ها گفته مى شود.
استاد رايان: بلى مبتدى عزيز. اينترنت سرزمين نامكشوفى است كه هيجان سير و سياحت در آن كمتر از هيجان سفر به فضا نيست.
در گفتگوى بعدى راجع به اين سرزمين پررمزوراز بازهم صحبت خواهيم كرد.