روش ابتكارىمهندس بازرگان در پژوهشهاى قرآنى
عبدالجواد فلاطورى

اشاره
گروهى از ايرانيان مقيم آلمان روز شنبه 30 ديماه 1374 در تالار بزرگ كتابخانه مركزى شهر كلن گردهم آمدند تا ياد و خاطره يكى از شخصيتهاى محورى نوانديشى دينى تاريخ معاصر ايران، مرحوم مهندس بازرگان را گرامى دارند. (مشروح گزارش اين مراسم در بخش خبرهاى فرهنگى كيان آمده است) در اين مراسم آقاى پرفسور عبدالجواد فلاطورى استاد دانشگاه كلن طى سخنانى با اشاره به اعتبار علمى مهندس بازرگان در محافل علنى و دانشگاهى جهان، درباره ابتكارات وى در پژوهشها قرآنى سخن گفت. متن تحرير شده گفتار پرفسور فلاطورى از نظر خوانندگان مى گذرد.
در اينجا جا دارد از آقاى خسرو نافذ نويسنده و مترجم ايرانى مقيم آلمان به خاطر تحرير، تنظيم و ارسال اين گفتار به كيان، تشكر و قدردانى كنيم:
خانمها و آقايان محترم. يك سال از فوت مرحوم بازرگان گذشته، ولى ذكر خير ايشان از نظر هيچ يك از دوستان محو نشده است، بلكه آنچه ايشان به يادگار گذاشته اند و من الان مختصرى درباره آن صحبت مى كنم، چيزى است كه ذكر خير ايشان را شايد براى مدت نامحدودى در عالم علم و دانش حفظ كند.
ارتباط بنده با مرحوم بازرگان فقط از راه قرآن بوده است و در اين مورد هم فقط براى توجه دوستان 10 تا 15 دقيقه صحبت مى كنم و بعد رشته كلام را به جناب آقاى مهندس سحابى مى دهم. در ابتدا نامه اى را برايتان مى خوانم. اين نامه از انستيتوى خاورشناسان دانشگاه ورتسبورگ آلمان در 26 ژوئن1985 ميلادى به آقاى بازرگان نوشته شده است به اين قرار:
آقاى استاد مهندس مهدى بازرگان حضور محترم جناب آقاى پرفسور بازرگان. در سپتامبر سال جارى در شهر ورتسبورگ سومين كنگره خاورشناسان آلمان برگزار خواهد شد. ما مفتخريم كه بتوانيم شما را به عنوان همكار و مهمان خارجى دعوت نموده و اميدواريم كه براى شما اجابت اين دعوت امكان پذير باشد. ما بسيار خوشحال خواهيم شد كه شما با شركت خود در اين كنگره درباره كميت آيات قرآنى به مثابه مقياس جديدى براى تعيين سير نزول وحى سخنرانى نماييد. مايه سپاس است اگر هر چه زودتر امكان شركت خودتان را در اين كنگره به ما اعلام فرماييد. ديدار شما در اينجا براى ما مايه خوشحالى بزرگى خواهد بود.
با درودهاى دوستانه پرفسور شولرر

بر اساس اين دعوت، مرحوم بازرگان به كنگره خاورشناسان آمدند و درباره تحقيقى كه خود ايشان در چگونگى ترتيب نزول آيات قرآن بايد بگويم كشف كرده بودند، سخنرانى نمودند. بعد بنده در آنجا آن را به زبان آلمانى ترجمه كردم و به صورت جزوه اى هم جزء نشريات كنگره منتشر شد. نسخه اى از آن در اختيار من است كه اگر دوستان بخواهند، مىتوانند كپى بردارند و به دوستان و خواستاران بدهند.
امّا مشكل كجاست و راه حل و كار ايشان چيست؟ قرآن شامل 4613 آيه مكّى است كه در مكه نازل شده است و 1623 آيه در مدينه مجموعا6236َ آيه. از نظر زمانى دوازده سال و پنج ماه و سيزده روز در مكه زمان وحى بوده و در مدينه 9 سال و 9 ماه و 9 روز. قرآنى كه ما الان در دست داريم به ترتيب نزول نيست يعنى اينكه كدام سوره اول، كدام آيه اول و دوم و آخر آمده است، معلوم نيست. اين ترتيبى است كه خليفه چهارم، البته با حمايت بزرگان صحابه نوشته است و در اينكه آيا اين ترتيب هم قبلاَ با اشاره خود پيامبر اكرم(ص) بوده يا نبوده مباحثى وجود دارد. شايد اين بحث هم هيچ وقت به جايى نرسد. در هر حال اين صورت موجود، صورتى است كه از طرف تمام مسلمانان پذيرفته شده است. تفاسير قرآنى نيز همه با همين صورت موجود كار كرده اند و تفسير هم به اين ترتيب نوشته شده است. ولى پيوسته در بين خود مسلمانان اين سووال مطرح بوده و همه مى دانستند و چيز مخفى هم نبوده كه كدام سوره اول آمده و كدام بعد و چه اثرى داشته است؟ ما در سنت اسلامى در اين مورد حداقل ده تا پانزده روايت مختلف داريم كه اينها در ترتيب نزول آيات قرآن كار كرده اند و به سنت ما رسيده است. مثلاَ يكى از روايات به اين صورت ترتيب سوره ها را مشخص كرده كه سوره اول سوره العلق تا مى رسد به سوره عنكبوت. و بعد چه سوره هايى كه در مكه نازل شده است و به همين ترتيب هم در مدينه. اما چه حسن و امتيازى دارد اگر ما بتوانيم سوره ها را به صورت نزول آنها ترتيب دهيم؟ بزرگترين امتياز اين كار در اين است كه در واقع از طريق تاريخ نزول وحى، چگونگى وحى، داد و ستد آن با جامعه آن زمان، چگونگى برخورد با مسائل و حل مسائل و غيره براى ما روشن مى شود.
قرآن را اگر از اين ديد بخوانند به كلى چيز ديگرى است. قرآن در نظر عامه بيشتر براى ثواب خوانده مى شود. علما هم به آن تكيه مى كنند و مطالبى را از آن استنباط مى كنند كه خيلى اوقات هم اين استنباطات با واقعيت مطابقت ندارد. چون آنان قرآن را به صورت يك موجود مطلق تلقى مى كنند به صورت انتزاعى. يعنى بدون ارتباط با زمان و مكان و بدون ارتباط با خواسته ها و گفته ها. و اين خواه ناخواه مسائلى را به اسم اسلام به وجود مى آورد كه شايد با واقعيت تاريخى هيچ گونه انطباق نداشته باشد. كسانى كه چه در بين علماى اسلام و چه در غرب به اين كار همّت گماشته و كار كرده اند، به اينجا نرسيده اند كه از نتايج كار خود استفاده عملى كنند. شايد حتى بلاشر (Regis Blachere) در فرانسه كه باز او هم از ترتيبى كه مسلمانان داشته اند استفاده كرده است خواست كه تمام قرآن را به صورت ديگرى منظم كند كه صداى اعتراض مسلمانان بلند شد. آنها حاضر نشدند تا قرآن صورت ديگرى پيدا كند. لازم هم نيست كه چنين شود. قرآن مىتواند به صورتى كه هست باقى بماند، ولى اين ترتيب نزول مى تواند راهى تازه براى فهم قرآن باشد.
مرحوم بازرگان كه معلوم مى شد سالها با اين فكر مشغول بوده است، هنگامى كه در زندان بود، زمان زندان يا مدتى از آن را به اين كار اختصاص دادند. آقاى احمد على بابائى در سخنرانى مراسم روز فوت بازرگان در سال گذشته گفتند كه مرحوم بازرگان هر روز به طور منظم در وقت معينى از خواب بيدار مى شدند و بلافاصله چند ساعت كه هيچ كس هم مزاحم ايشان نمى شد مى نشستند و در اين زمينه كار مى كردند. اين كار، كارى ابتكارى است و شايد در طول تاريخ هيچ كس انجام نداده است و حتماَ كسى چنين كارى نكرده و شايد بعداَ هم كسى به اين فكر نيفتد. مهندس بازرگان در اثر فكر رياضى كه داشتند به اين واقعيت توجه كردند كه آيات قرآنى كه در مكه و اوايل نازل شده است، همه آيات كوتاهى بوده اند و سوره هاى آخر قرآن بيشتر سوره هايى هستند كه در اول نازل شدند. بارى، به فكر ايشان مى آيد كه شايد كميّت لغات، يعنى كوتاه و بلند بودن آيات، مىتواند راهى باشد براى تشخيص اينكه كدام آيه و كدام سوره اول آمده است. البته سوره ملاك نيست، آيه و كلمات ملاك است. بر اين مبنا ايشان رفتند و واقعاَ هم بعد از اينكه به نتايجى رسيدند با سندهاى موجود تطبيق كردند و ديدند كه به آن ترتيبى كه به طور سنتى به ما رسيده است، بسيار نزديك است. قبلاَ هم گفتم كه شيوه اى كه مهندس بازرگان در پيش گرفت، شيوه رشوه بردارى نيست. به اين معنا كه در محاسبات رياضى كسى نمى تواند احساسات و غيره را داخل كند. كوتاهى و بلندى آيات چيزى است كه نمى شود آن را تغيير داد. اين امر براى همه كسانى كه قائل به اعجاز باشند، معجزه است و براى كسانى هم كه نباشند مايه اعجاب است كه چطور ترتيب نزول از اول تا آخر حفظ شده است. به اين ترتيب مرحوم مهندس بازرگان شروع كردند و سوره به سوره با ترسيم منحنى هايى سوره ها را تنظيم كردند منحنى سوره بزرگ، سوره كوچك، منحنى تعيين سال نزول و منحنى تغيير و تحولاتى كه به وجود آمده است. يكى از نتايج و اين نتيجه اى است كه ما در ترتيب نزول سنتى به آن نرسيده ايم اين است كه توانسته اند بگويند فلان آيه كه در حال حاضر مثلاَ در سوره بقره است، چند سال پيش نازل شده و يا حتى كدام يك از آيه هاى زمان مكه در سوره هاى مدينه آمده است حتى چنين ترتيبى را هم مهندس بازرگان تنظيم كردند. البته خود ايشان هميشه مى گفتند اينها همه تخمين است و كسى صد درصد نمى تواند بگويد اين ترتيبها درست است. بحث ما اين بود كه تنها وقتى شيوه و متد ايشان مى تواند عالمگير باشد كه ما بتوانيم آنها را با حوادث تاريخى تطبيق دهيم، يعنى تمام شيوه اى را كه ايشان ابداع كردند و گفته اند اين آيه در فلان زمان و در فلان مكان آمده، اولاَ زمان و مكان را مشخص كنيم و بعد ببينيم در آن زمان چه حادثه اى اتفاق افتاده و آيا اين تطبيق مى كند يا نه؟ كه حداقل شايد هشتاد درصد، مطابقت داشته باشد كه اين خود امر مهمى است.
ايشان در اين زمينه زحمت بسيار كشيدند و شما جداول را مىبينيد كه سوره به سوره، آيه به آيه و زمان به زمان همه جدولبندى شده است. البته فهم اين موضوع كمابيش مشكل است علت هم اين است كه يك فهم رياضى لازم است و بايد از تشكيل منحنى ها و عمل آنها اطلاع داشت. در هر حال آنچه براى ما مهم است نتيجه كار است حال اگر شيوه و راه را هم نفهميم مهم نيست. آخرين ثمرى كه اين نتيجه داشته اين است كه الان مى خواهم خدمتتان عرض كنم. مرحوم مهندس بازرگان به اين وسيله توانستند معين كنند كه چه موضوعاتى در كدام زمان معين و در كدام وحى اولويت داشته است. مثلاَ در سال اول و دوم، مساله قيامت مهمترين مساله آن زمان بوده است. علت آن هم خيلى واضح است نه اينكه قرآن مى خواسته مشركين را بترساند، بلكه علتش اين بوده كه مشركان به طور كلى به قيامت قائل نبودند مشركين Polytheist (چند خداى گرا) نبودند. من خودم قبلاَ در تحقيقاتم اشتباهى مى كردم كه اخيراَ به آن پى برده ام. يعنى ما مشركين را پلى تئيست (polytheist) مى گوييم و در ترجمه ها هم نوشته اند كه مشركان به خدايان معتقد بودند، ولى اين چنين نيست. كلمه مشرك خود نشان مى دهد كه اينها همه به خداى واحد معتقد بودند، امّا در كار خداى واحد شريك قائل بودند. آنان خدا و شركا را هم براى احتياجات روزمره شان مى خواستند و به قيامت اعتقاد نداشتند. روى همين اصل در منحنى هايى كه مهندس بازرگان ترسيم كردند، مىبينيم كه در سه سال اول، مساله قيامت كم كم ضعيف مى شود و در سنوات مدينه ديگر صحبت از قيامت نيست. ولى دو چيز براى ما خيلى مهم است و من فقط به آنها اشاره اى مى كنم. يكى مساله جهاد است مى بينيم مساله جهاد اصلاَ در مدينه به وجود آمد و نقطه اوج آن هم در همان چند سال اول هجرت بوده و كمى ادامه پيدا مى كند. مهمتر از همه، مساله توحيد است. منحنى مساله توحيد از همان اول بالا مى آيد و تا آخر اين مساله در همان اوج مى ماند. مهمتر از همه اينها آيات احكام است.
بزرگترين قله احكام در سنوات آخر در مدينه است و از اينجا شروع مى شود. در مكه آيات احكام، برد زيادى نداشته است نه اينكه آيات احكام نبوده است. محققان ديگر مى گويند كه اين به عنوان پيشنهادها به عنوان اينكه اين كار را انجام بدهيد بوده است، ولى در مدينه يعنى در اواخر وقتى كه امت اسلامى تشكيل مى شود، احكام مى آيد. به عبارت ديگر احكام در واقع بيان كننده و نظم دهنده امت اسلامى بوده است. به همين ترتيب با يك نگاه، شما در واقع مى توانيد ترتيب تحول قرآن را ببينيد. اهميت قرآن از نظر ما با مقايسه با تورات و انجيل اين است كه قرآن همواره با مردم در داد وستد بوده است. يعنى يكى از مشخصات قرآن اين است كه مردم در ميدان وحى داخل مى شدند و چنين نبود كه به صورت انتزاعى باشد آنچه بعداَ اتفاق افتاد.
بنده عرضم را خاتمه مى دهم و فقط براى تبرّك و براى يادبود آن مرحوم چيزى را كه مىتوانم اينجا بگويم تا اگر دوستانى از ايشان در اينجا هستند، در جريان باشند، اعتقادى است كه با پسر ايشان و با خويشاوندان و دوستان ايشان در تهران هم ابراز كردم و آن اين است كه اگر دوستان موفق شوند چه در ايران و چه در خارج، چون اين تنها كار ايران نيست بتوانيم موقوفه بازرگان به وجود بياوريم تا بلكه بتوانيم اين واقعيت را كه ايشان به صورت رياضى طرح كردند و بايد جدى گرفت، با واقعيتهاى تاريخى مطابقت داد. من به شما قول مى دهم كه اگر چنين كارى انجام شود، ما لااقل با اسلام ديگرى روبرو خواهيم شد كه خيلى اشكالش كمتر است. انشاءاللّه