|
فعل مجهول و ساختمان آن در زبان فارسى
نوشته: دكتر خسرو فرشيدورد استاد
دانشگاه تهران
بحث درباره فعل مجهول و ساختمان آن در
فارسى معاصر به طور گسترده و دقيق،
مستلزم نوشتن دهها صفحه مطلب است كه به
وسيله نويسنده تهيه شده است كه اين
يادداشت ها خلاصه ای است از بعضى قسمت
هاى آن.
درباره فعل مجهول بسيارى از
دستورنويسان يا چيزى ننوشته اند، مانند:
لمبتن و همايون فرخ يا اگر نوشته اند،
بسيار نارسا و اندك است. مثلا در كتاب ها
و مقالات چاب شده دستورى مطالب زير يا
ديده نمی شود يا كمتر به چشم می خورد:
- فعل مجهول در فارسى معاصر
- فعل مجهول در گذشته
- فعل مجهول كوتاه
- فعل شبه مجهول
- ساختمان فعل مجهول و فعل هايى كه معادل
آنند
- متمم عامل فعل مجهول يا متمم فاعلى يا
عامل
- فعل هاى ناقص متعدى مجهول
- فعل مجهول افعال متعديى كه مفعول غير
صريح دارند
- فعل هاى معين مجهول ساز
- فعل هايى كه اصلا مجهول نمی شوند.
- فعل مجهول در زبان عاميانه
- تاثير زبان هاى انگليسى و فرانسه در
ساختمان فعل مجهول فارسى.
درباره ساختمان فعل مجهول نيز، دستورها
اگر چيزى نوشته اند مختصر بوده است و
دستورنويسان بيشتر اكتفا كرده اند به
شرح يك قسم محدود فعل مجهول با اسم مفعول
و افعال معين مجهول ساز ساخته می شوند.
مثلا اينان تنها به اين مورد بسنده كرده
اند كه فعل معين مجهول ساز امروز تنها"شدن"
است و در قديم هم فعل هاى "آمدن" و
"رفتن" و "افتادن" و "گشتن"
و "گرديدن" زياد فعل مجهول می ساخته
اند. در حالي كه قسم فعل مجهول تنها يك
نوع از اقسام متعدد فعل مجهول است و
كمترين مورد استعمال را دارد، چه امروز
به جاى فعل مجهولى كه از اسم مفعول و فعل
معين مجهول ساز "شدن" به وجود می
آيد يا فعل مجهول كوتاه رايج است و يا
فعل هاى لازمى كه با فعل هاى ياور خاصى
همراهند. مانند: قرارگرفتن" و "واقع
شدن" يا فعل هاى لازمى كه گاهى نقش فعل
مجهول را بازى می كنند و گاهى نقش فعل
لازم را. مانند: شكست و يا در بعضى موارد
فعل هاى لازمى كه معنى مجهول هم می دهند.
اينك تفصيل اين مجمل: جهت فعل، فعل لازم،
فعل متعدى، فعل مجهول .
جهت فعل - وضع فعل متعدى را از نظر اسناد
آن به فاعل يا مفعول، جهت آن نامند و فعل
از اين لحاظ بر دو قسم است: معلوم و مجهول.
فعل متعدى معلوم آن است كه به فاعل اسناد
داده شود، مانند: فرهاد را ديدم، هوشنگ
كتاب را به فرهاد داد.
فعل متعدى مجهول آن است كه فاعلش مجهول
باشد و به مفعول اسناد داده شود، مانند:
فرهاد در شميران ديده نشده است، اين
كتاب به هوشنگ داده شد. بنابراين تنها
فعل هاى متعدّى مجهول می شوند.
فعل مجهول بسيط امروز بيشتر از اسم
مفعول و فعل معين "شدن" به وجود می
آيد. زمان و وجه فعل مجهول از صورت فعل
معين آن يعنى زمان و وجه فعل شدن يا آمدن
يا... شناخته می شود، مانند:
كشته می شود: مضارع اخبارى مجهول.
كشته خواهد شد: آينده مجهول.
كشته شد: ماضى مطلق مجهول.
كشته می شد: ماضی استمرارى مجهول.
كشته شده بود: ماضی بعيد مجهول.
زيرا در مثال هاى فوق "می شود"
مضارع اخبارى و "خواهد شد" آينده و
"شد" ماضی مطلق و "می شد" ماضی
استمراری است؛ بنابراين فعل مجهولى هم
كه با آنها ساخته شده به همان نامى خواهد
بود كه فعل معين آنها دارد.
فاعل حقيقى (متمم) يا متمم فاعلى يا
عامل، متممى است كه در واقع و در ژرف
ساخت جمله فاعل بوده است ولى در روساخت
صورت متممى دارد. اين عنصر در فارسى
امروز با "به دست" و "به وسيله"
و "به توسط" و "از طريق" می آيد;
مانند سهراب به دست رستم كشته شد يا به
وسيله رستم كشته شد. يادآورى: فعل مجهول
در زبان پهلوى نبوده و در فارسى درى قديم
هم كم بوده است ولى امرو تائير ترجمه،
اين قسم فعل فراوان شده است، مثال: to be
attacked (مورد حمله قرار گرفتن)، to be directed
رهبرى شدن).
ساختمان و اقسام فعل مجهول
فعل مجهول از نظر ساختمان اقسامى دارد
از اين قرار: فعل مجهول كوتاه يا فعل
مجهول بدون صفت مفعولى و فعل مجهو لند يا
فعل مجهول با صفت مفعولى، فعل مجهول با
فعل هاى ياور خاص و اقسام ديگر كه ما
اكنون آنها را شرح می دهيم.
از نظر كلىتر فعل مجهول امروز بر دو قسم
است: يكى فعل مجهول با صفت مفعولى و ديگر
فعل مجهول بدون صفت مفعولى.
1 - فعل مجهول با صفت مفعولى: اين نوع فعل
امروز بر دو قسم است: يكى آنكه با صفت
مفعولى كوتاه هست يعنى با صفت مفعولى
بدون "ه" غير ملفوظ (مانند: پرداخت و
يافت). ديگر آنكه با صفت مفعولى بلند
ساخته می شود يعنى صفت مفعولى يی كه با
"ه" غير ملفوظ است (مانند داده، زده).
الف. فعل مجهول با صفت مفعولى كوتاه اين
نوع فعل مجهول كه عموميت ندارد با صفت
مفعولى كوتاه پديد می آيد و امروز تنها
با سه فعل يافتن و پرداختن و دريافتن
ساخته می شود، مانند "يافت می شود"،
"دريافت می شود"، "پرداخت می شود"،
"يافت شد" كه به ترتيب يعنى "يافته
می شود"، "دريافته می شود" و "پرداخته
شود" و "يافته شد".
يادآورى 1 - در دو فعل آخر به جاى "شد"
می توان "گرديد" و "گشت" هم
بكار برد و گفت: "دريافت گرديد" و
"پرداخت گشت" و به اين ترتيب می
توان در مجهول بودن آنها شك كرد.
يادآورى 2 - بعضی از معلمان ادبيات در
آثار خود نوشته اند: "يافت شود" غلط
است و بايد از گفتن و نوشتن آن پرهيز كرد
و به جاى آن بايد نوشت: "يافته می شود"
و "يافته شده بود" و "يافته شده
است" در حاليكه اين نظر كه سابقا در
كلاس هاى دانشكده ادبيات به وسيله
استادان هم تقرير می شد (از جمله به
وسيله مرحوم دكتر معين) اشتباهی فاحش
است و اين گونه افعال كاملا درست هستند.
علت اشتباه اين كسان آنست كه می پندارند
صفت هاى مفعولى هميشه بلندند و با "ه"
غير ملفوظ همراهند و چون "يافت شد"
و "دريافت می شود" داراى صفت مفعولى
بلند نيست تصور می كنند اين ساختمان غلط
است در صورتي كه در پهلوى و فارسى درى
قديم و جديد دو نوع صفت مفعول داريم:
كوتاه يا بدون "ه"، بلند يا با "ه"
كه در پهلوى با "-ِ گ" همراهست. اسم
مفعول هاى ديگر كوتاه عبارتند از:
پيوست، ريخت، خواب آلود، پيشآمد،
دستپرورد، دست پخت، به معنى پيوسته،
ريخته، خواب آلوده، دست پرورده،
پيشآمده و دست پخته. ممكن است برخى
بپندارند بعض از اينها مانند پيشآمد و
دست پخت و پرداخت مصدر كوتاهند (مصدر
مرخّم) و بعضی ها فكر كنند "ه" در
"خواب آلود" و "دست پرورد" حذف
شده كه هيچ يك از اين نظريات صحيح به نظر
نمی رسد . زيرا: اولا همه اينها معنى صفت
مفعولى دارند نه مصدرى و واضح است كه "پيشآمد"
و "دست پخت" به معنى "پيشآمده"
و "دست پخته" است نه به معنى "پيشآمدن"
و "دست پختن ثانيا اين گونه عناصر
سابقه اى طولانى دارند و نسب آنها به
فارسى درى قديم و پهلوى می رسد. در زبان
پهلوى، زمان هاى مرکب فعلى مانند ماضی
نقلى و بعيد و غيره فقط با صفت مفعولى
كوتاه ساخته می شده است نه با صفت مفعولى
بلند، مانند "نبشت استات" نه "نبشتك
استات" (به معنى نوشته است) و "دادهم"
(به معنى داده ام و آفريده ام) نه "دادك
هم": بذكارنامك ارتخشير پاپكان ايدون
نبشت اسات (كارنامه اردشير بابكان چاپ
دکتر صادق کيا). يعنى در كارنامه اردشير
بابكان چنين نوشته شده است. (كارنامه
اردشير بابكان چاب دكتر صادق كيا) ماه
فرورتين (فروردين) روچ (روز) خردات (خرداد)
گان گيهانيكان دادهم (ازرساله ماه
فروردين روز خرداد چاب استاد دكتر كيا:)
در ماه فروردين وز خرداد جان جهانيان را
آفريده ام (داده ام). همچنين در فارسى درى
قديم بخصوص در كتاب "الابنيه" زمان
هاى مركب فعلى با اسم مفعول كوتاه
فراوان بوده است. مانند: "رسيد بود"
(الابنيه) بجاى "رسيده بود". از طرفى
"يافت می شود" كه به وسيله بسيارى
از استادان و دبيران ادبيات غلط اعلام
شده است و مهر باطل بر پيشانى آن خورده
است و استعمال آن ممنوع گرديده است، در
آثار بزرگان ادب ما فراوان به كار رفته
است از آن جمله است، در اين بيت مولوى:
گفتم كه يافت مى نشود جسته ايم ما، گفت
آنكه يافت مى نشود آنم آرزوست. لابد
مولوىهم فارسى نمی دانسته است و مىبايست
بيايد در كلاس آقايان بنشيند فارسى و
دستور بياموزد.
1 - فعل مجهول با صفت مفعولى بلند: امروز
اين قسم فعل از صفت مفعولى بلند و فعل
معين مجهول ساز "شدن" ساخته می
شوند، مانند: "ديده شد" و "گفته
می شود". اين نوع افعال رايجند ولى
عموميت ندارند يعنى از همه افعال متعدى
بسيط و مركب ساخته نمی شوند. افعال بسيط
متعديى كه فعل مجهول آنها استعمال نشده
است بسيارند و همچنين است فعل هاى
متعديى كه با فعل هاى ياور (فعل هاى كمكى)
"كردن" و "ساختن" و "گردانيدن"
ساخته می شوند كمتر با اسم مفعول بلند
مجهول می گردند. اين افعال را معمولا
بدون صفت مفعولى مجهول می كنند و اين قسم
فعل را فعل مجهول كوتاه می نامند، مانند
او از اداره اخراج شد (بجاى اخراج كرده
شد).
2 - فعل مجهول كوتاه يا فعل مجهول بدون
صفت مفعولى در فعلهاى مركب و گروه هاى
فعلى مجهول گاه صفت مفعولى فعل ياور طبق
قانون كم كوشى و اصل زحمت كمتر(1) حذف می
شود و فعل مجهول كوتاه به دست می آيد،
مانند: "اخراج شد" بجاى "اخراج
كرده شد"، زيرا از اين گونه فعل ها
بدون وجود صفت مفعولى هم معنى آن
استنباط می شود. فعل مجهول كوتاه امروز
بيشتر با اين افعال ساخته می شود: شدن،
گرديدن، گشتن. مثال: او اخراج شد يا او
اخراج گرديد يا او اخراج گشت = او اخراج
كرده شد.
اينك مثال هاى ديگرى براى اين مورد: "احساس
شد"، "قلمداد شد" به معنى "احساس
كرده شد" و "قلمداد كرده شد". به
كار بردن فعل مجهول كوتاه در فعل هاى
ناقص مركب متعدى به جاى فعل مركب كامل و
بلند طبق قانون اقتصاد زبان و اصل زحمت
كمتر صورت می گيرد يعنى اهل زبان خود
بخود صفت مفعولى را طبق اصول يادشده حذف
می كنند. مثال:
- فعل معلوم: ناظم حسين را از مدرسه اخراج
كرد.او ديوار را سفيد كرد.
- فعل مجهول كوتاه او از مدرسه اخراج شد.
ديوار سفيد شد.
يعنى حسين از مدرسه اخراج كرده شد يا
ديوار سفيد كرده شد.
اينك مثال هاى ديگر:
- فعل معلوم: "او كتاب را چاب كرد"،
"او زمين را تقسيم كرد"، "او كتاب
ها را خريدارى كرد"، "او خواب شما
را درست تعبير كرد"، "دشمن او را
شهيد كرد"، "فريدون با فرهاد
درباره كارش مذاكره كرد"، "او اين
طرح را عملى كرد"، "او آن نقشه را
اجرا كرد".
- فعل مجهول كوتاه: ، "كتاب چاپ شد"،
"زمين تقسيم شد"، "كتاب ها
خريدارى شد"، "خواب شما درست تعبير
شد"، "او شهيد شد"، "با فرهاد
درباره كارش مذاكره شد"، "اين طرح
عملى شد"، "آن نقشه اجرا شد". "برخى
ديگر از فعل هاى مركب با "واقع شدن"
و "مورد... قرار گرفتن" و "آمدن"
و "به عمل آمدن" و "رسيدن" و
"به شمار آمدن" مجهول می شوند. كه
قواعدشان از اين قرار است:
# # #
افعال لازم مركبى داريم كه با فعل هاى
ياور (فعلهاى كمكى(2)) خاصى به وجود آمده
اند اين فعل ها در مقابل افعال مركب
متعدى يی قرار دارند كه در تقابل با آنست.
بنابراين اين گونه افعال را كه معنى
محهول هم می دهند از فعل ياور آنها كه در
تقابل با فعل ياور ديگری است می توان
شناخت همچنين متمم فاعلى (عامل، فاعل
حقيقى، متمم عامل) كه اين فعل ها می
گيرند نشانه مجهول بودن آنهاست: افعال
ياور مجهولساز عبارتند از: قرار گرفتن،
قرار داشتن، واقع شدن كه فعل مجهول می
سازند. اينها در مقابل "قرار دادن"
و "كردن" قرار دارند، مثال: جمله با
فعل مجهول: هوشنگ به وسيله مردم مورد
تحسين قرار گرفت. فرهاد به وسيله دكتر
فريدونى تحت درمان واقع شد. جمله با فعل
معلوم: مردم هوشنگ را مورد تن قرار دادند.
دكتر فريدونى فرهاد را تحت درمان واقع
شد. اينك مثال هاى ديگر: لشكر عراق به
وسيله سپاهيان ايران در محاصره قرار
گرفت (مجهول). سپاهيان ايران لشكر عراق
را در محاصره قرار دادند (معلوم). مسايل
تعليمات متوسطه به وسيله انجمن دبيران
مورد بررسى واقع شد (مجهول). انجمن
دبيران مسايل تعليمات متوسطه را مورد
بررسى قرار داد (معلوم). پرده هاى نقاشى
به وسيله محمود در معرض نمايش قرار گرفت.
(مجهول). محمود پرده هاى نقاشى را در معرض
نمايش قرار داد (معلوم). در اين موارد،
عامل فعل مجهول (متمم فاعلى) ممكن است به
فعل ياور اضافه شود در اين صورت فعل هاى
مجهول فوق را می توان به اين شكل ها
درآورد: هوشنگ به وسيله مردم مورد تحسين
قرار گرفت = هوشنگ مورد تحسين مردم قرار
گرفت. فرهاد به وسيله طبيب تحت درمان
قرار گرفت = فرهاد تحت درمان طبيبان قرار
گرفت. لشكريان عراق به وسيله سپاهيان
ايران در محاصره قرار گرفتند = لشكريان
عراق در محاصره سپاهيان ايران قرار
گرفتند. مسايل تعليمات متوسط به وسيله
انجمن دبيران مورد بررسى واقع شد = مسايل
تعليمات متوسطه مورد بررسى انجمن
دبيران واقع شد. اما هميشه چنين نيست و
مثلا نمی توان گفت: پرده هاى نقاشى
خانواده پسان در معرض نمايش محمود قرار
گرفت. و از "محمود" معنى متمم عامل
را اراده كرد. فعل هايى كه با "مورد ...
قرار دادن" ساخته شده اند، با "مورد
... قرار گرفتن" يا "مورد... واقع شدن"
مجهول می گردند. مثال: آلمان فرانسه را
مورد حمله قرارداد (معلوم). فرانسه مورد
حمله آلمان قرار گرفت (مجهول). يعنى مورد
حمله قرار داده شد. فرانسه مورد حمله
آلمان واقع شد (مجهول). فعل هاى مركبى كه
با "به عمل آوردن" و "به شمار
آوردن" ساخته می شوند با "به عمل
آمدن" و "به شمار آمدن" مجهول می
شوند. مثال: او اقدامات لازم را اين
زمينه به عمل آورد (معلوم). اقدامات لازم
در اين زمينه به عمل آمد. (مجهول). يعنى به
عمل آورده شد. مردم او را خردمند به شمار
می آوردند (معلوم). او پيش مردم خردمند به
شمار می آيد. (مجهول) يعنى به شمار آورده
می شد. فعل هاى متعدى مركبى كه با "به...
رساندن" ساخته می شود، با "به...
رسيدن" مجهول می شوند مثال: او كارش را
به پايان رساند (معلوم). كار او به پايان
رسيد (مجهول). مجهول فعل هاى ناقص متعدى
فعل ناقص متعدى فعل ناقص متعدى آن است كه
علاوه بر مفعول، مكمل يا مسند هم داشته
باشد. مكمل صفت يا اسم يا گروهی است كه
فعل ناقص را كامل كند مانند "عاقل"
در "او را عاقل می دانستم" كه "می
دانستم" فعل ناقص متعدى و "او"
مفعول و "عاقل" مكمل يا مسند مفعولی
است. بعضی از فعل هاى بسيط ناقص متعدى،
مانند: كردن، پنداشتن، ديدن، يافتن يا
مجهول نمی شوند و يا شكل مجهولشان به
صورت كوتاه است يعنى بدون صفت مفعولى
مجهول می گردند مثلا فعل ياور "كردن"
و مترادف هايش در فعل مجهول به صورت شدن
و گرديدن و گشتن در می آيند و فعل مجهول
كوتاه می سازند. مانند: "برادرم ديوار
را سفيد كرد" كه مجهولش می شود: "ديوار
به وسيله برادرم سفيد شد" يعنى "ديوار
سفيد كرده شد"، "احمد حسين را خوار
ساخت" كه مجهول آن می شود: "احمد به
وسيله حسين خوار گرديد يا خوار شد".
البته "ديوار سفيد شد" دو معنى
دارد، يكى اينكه ديوار بدون عامل و
واسطه سفيد شده است يعنى مثلا رنگ ديوار
سفيد شد. در اين صورت "شد" فعل ربطى
يا ناقص لازم است. اگر كار به وسيله عامل
يا فاعلى صورت گيرد "شد" فعل مجهول
كوتاهی است كه به جاى "كرده شد" به
كار می رود. در اين حال می گويند: "احمد
به وسيله حسين خوار شد" و "ديوار به
وسيله برادرم سفيد گرديد". اما
پنداشتن و ديدن و يافتن اگر ناقص باشند،
به صورت مجهول به کار می روند و نمی توان
گفت: "او عاقل پنداشته شد" يا "او
خردمند ديده شد" يا "او خردمند يافت
شد" يا "يافته شد". به جاى "پنداشته
شد" ممكن است معادلش "تصور شد" و
امثال آن را به كار بريم و يگوييم: "او
عاقل تصوّر شد". اما ديدن و يافتن اگر
ناقص باشند مجهول ندارد، در حاليكه گفتن
وگرفتن و خواندن را می توان مجهول هم
كرد، مانند: او عوضی گرفته شد، او برادر
خوانده شد، به او نادر گفته می شد.
از افعال مركب ناقص متعدى، آنهايى كه با
فعل ياور "كردن" يا مترادف هاى آن
می آيند، با "شدن" و "گرديدن"
مجهول می شوند، ماننداحساس كردن،
قلمداد كردن، جلوه گر ساختن، جلوه گر
كردن، اعلام كردن، خطا كردن; كه
مجهولشان به صورت قلمداد شدن، جلوه گر
شدن، اعلام شدن، خطا شدن در می آيد. مثال:
"به او برادر خطاب شد"، "او
بزرگوار قلمداد گرديد". متمم عامل يا
متمم فاعلى يا عامل(3) فعل مجهول گاهى با
متممى همراه است كه در اصل و در ژرف ساخت(4)
سخن فاعل فعل است منتها به صورت متمم
قيدى ظاهر می شود. متمم عامل يا متمم
فاعلى يا عامل آنست كه كار به وسيله او
يا به دست او يا از طريق او صورت می گيرد
و در اين صورت جمله داراى سه عنصر می شود
به اين ترتيب: نايب فاعل +متمم فاعلى+ فعل
مجهول : سياوش+ به دست افراسياب+كشته شد.
متمم فاعلى در اين گونه جمله ها از عناصر
لازم نيست يعنى می توان از آن صرف نظر
كرد و آن را در كلام نياورد يعنى اگر
بگوييم "سياوش كشته شد" نيز جمله ما
نقصى نخواهد داشت. امروز متمم عامل با
گروه هاى حرف اضافه "به دست" و "به
توسط" و "از طريق" "به وسيله"
می آيد مانند "سهراب به دست رستم (يا
به وسيله رستم) كشته شد" ولى در قديم
متمم فاعلى با گروه حرف اضافه "از دست"
و "بر دست" هم می آمده است. مثال:
كشته شدن پلاشان از دست بيژن (شاهنامه ب
ج 4، ص 827) كشته شدن رزير، برادر گشتاسب،
از دست بيدرفش (همان، ج 6، ص 1527) چنينم
نوشته بةد اختر بسركه من كشته گردم بدست
پدر (فردوسى) تا چهل مرد پهلوان بر دست وى
كشته شد (سمك عيار، جز 2، ج 1، ص 297) شاه نوش
بردست عياران ايران كشته شد (داراب نامه
بمى، ج 2، ص 251، چاب بنگاه ترجمه ونشر
كتاب) سراسر از او بخت برگشته شد به دست
يكى بنده بر كشته شد (فردوسى).
به نظر می رسد كه "به وسيله" ترجمه
"by" انگليسى يا "par" فرانسوى
است كه در آن زبان ها با افعال مجهول به
كار می روند.
يادآورى: متمم عامل (عامل) هميشه همراه
فعل مجهول نيست بلكه گاهى با افعال
معلوم هم به كار می رود. فعل هايى كه متمم
عامل می گيرند، معمولا متعدی اند خواه
مفعول رايى (مفعول صريح) داشته باشند
خواه نداشته باشند، اين افعال معمولا
گيرنده يا دهنده دارند. مثال براى فعل
هايى كه داراى مفعول رايى (صريح) هستند:
او كاغذ را به وسيله فرهاد از هوشنگ گرفت
هوشنگ كاغذ را به وسيله برادرش فرستاد.
او پول را به توسط فرهاد به هوشنگ داد.
فريدون فرهاد را به توسط دوستانش از
خارج رفتن منصرف كرد. فرهاد موضوع را به
وسيله برادرش برای من توضيح داد. اين
گونه فعل ها عبارتند از: رساندن،
فرستادن، سپردن، بخشيدن، به دست آوردن،
تكميل كردن، آماده كردن، كشتن، كمك كردن
و بسيارى ديگر. فعل هاى متعدى ای كه
مفعول غيرصريح دارند و متمم عامل می
گيرند بسيارند از آن جمله اند: كمك كردن،
يارى دادن، يارى رساندن. مثال: او از
طريق هوشنگ به دوستش كمك كرد، او از طريق
مهدى به احمد كمك رساند. البته يكى از
كاربردهاى متمم عامل (عامل) همنشين شدن
با فعل مجهول است، به اين معنى كه فاعل
واقعى فعل ممكن است در جمله به صورت متمم
عامل ظاهر شود يا ممكن است اصلا ظاهر
نگردد، البته جريان اخير غلبه دارد. در
اين صورت به اين را عامل فعل مجهول دانست
كه در واقع فاعل آنست. مثال: روساخت جمله
(فعل مجهول): سهراب به دست رستم كشته شد
كاغذ به وسيله هوشنگ به فرهاد فرستاده
شد پول به توسط فريدون به خسرو داده شد
ژرف ساخت جمله (فعل معلوم): رستم سهراب را
كشت هوشنگ كاغذ را براى فرهاد فرستاد
فريدون پول را به خسرو داد. اگر فعلى قبل
از مجهول شدن خود متمم عامل (عامل) داشته
باشد پس از مجهول شدن آن فعل می تواند
داراى دو عامل گردد، يكى عامل فاعلى و
ديگر عامل غير فاعلى. مثال: افراسياب،
سياوش را به دست گروى زره كشت. سياوش به
وسيله افراسياب و به دست گروى زره كشته
شد. فريدون كاغذ را به وسيله هوشنگ براى
فرهاد فرستاد. كاغذ به توسط فريدون و به
وسيله هوشنگ براى فرهاد فرستاده شد.
فريدون به توسط فرهاد به بهرام كمك كرد.
به بهرام به وسيله فريدون و توسط فرهاد
كمك شد.
|