|
كتيبه بابر ميرزا
نوشته: پروفسور احرار مختاروف (تاجيكستان)
ظهيرالدين محمد بابر در سال 1483 ميلادى در شهر "آنديجان" وادى فرغانه تولد يافته، سال 1530 در شهر "اگره" هندوستان وفات كرده است. جسد او را موافق وصيت اش از شهر "اگره" به كابل آورده، گورانيده اند. در تاريخ خلق های آسياى مركزى او با نام "بابرميرزا" همچون رجل دولتی لشكركش، وقايع نگار و شاعر اشعار تركى و فارسى معرفی گرديده است
بابر ميرزا در سنّ 12 سالگى حاكم فرغانه تعيين می گردد. او در سال هاى حمله قبيله هاى باديه نشين ازبك با سروری شيبانی خان به ماوراء النهر، مبارزه شديد کرده است. مقصد از جنگ هاى بابر عليه شيبانی خان، از نو پايدار نمودن سلاله خاندان تيموريان در سمرقند بود. هرچند دو دفعه او اين شهر را تصرف كرد، ولى به مقصد خود رسيده نتوانست. بار سوّم اين شهر توسط لشكر ايران با سرورى شاه اسماعيل صفوى ضبط می گردد و در نتيجه شيبانيخان قتل می شود.
اين نوبت هم بابر ميرزا در پايتخت تيمور ايستادگرى كرد نتوانست. او بار ديگر براى كمك به شاه ايران مراجعت نمود. لشكر بسيار هزاره ايران با سرورى نجم ثانى به يارى بابر بشتافت ولى در نزديك شهر بخارا نجم ثانى شكست خورد و قتل شد.
اين واقعه مدهش بابر را مجبور نمود كه از تاج وتخت تيموريان دست كشيده از ماورا النهر فرار نمايد. او چند مدت در كابل حكمرانى نموده، بعد به سوى هندوستان لشكر كشيد. او سال 1526 در نزديك "پانيپات"، سلطان دهلی "ابراهيم لودى" را شكست داده، دولت تيموريان هند را اساس گذاشت و شهر "آگرا" را پايتخت خود انتخاب نمود.
بابر ميرزا در دوام حكمرانى خويش يكچند اثر آفريده است. تا زمان ما از او اثر معروف تاريخى و جغرافى با نام "بابرنامه"، ديوان اشعار و رساله داير به علم عروض آمده رسيده است. اشعار بابر اساسا به زبان تركى چغاتائى ايجاد گرديده اند. اثر او "بابرنامه" سال هاى (1525 - 1530) در هندوستان تاليف يافته، حوادث سالهاى (1495 - 1530) را در برمی گيرد. اين اثر براى آموزش تاريخ نيمه دوم قرن پانزده و نيمه اول قرن شانزدهم آسياى ميانه، افغانستان وهندوستان سرچشمه نادرى محسوب می گردد. "بابرنامه" راجع به شاعر و عالمان معروف مشرق زمين عبدالرحمن جامى، على شيرنوايی، ميرخواند، خواند امير، بنائى، هلالی، بهزاد و ديگران معلومات ارزنده می دهد.
در "بابرنامه" سلطان ظهيرالدين بابر (1483 - 1530) نوشته است كه سال 907 هجرى (1500 - 1501) ميلادی هنگام در اتراتپه بودنش به او خبر رسيد كه شيبانى خان شهر خجند را اشغال كرده، نيت دارد كه اتراتپه را تصرف نمايد. از همين سبب بابر به قسمت شمال فرار نموده، به كوهستان "مستچاه" می آيد. در اين جا او مشاهده می كند كه كوهستانيان چون عادت در روى سنگ ها ابيات و چيزهاى ديگر كنده كارى می كنند، او هم به اين عادت پيروى كرده در چشمه اى كه پايين تر از مزار ديهه "آ بتردان" واقع بود، به سنگ، اين سه بيت را با دست خود كنده است:
"شنيدم كه جمشيد فرخ سرشت بسرچشمه اى بربسنگى نوشت
براين چشمه چون ما بسى دم زدند برفتند تا چشم برهم زدند
گرفتيم عالم به مردى و زور و ليكن نبرديم با خود به گور".
در زير اين سطرها او امضايى را گذاشته است، و چنانكه ديده می شود، سنه روى سنگ از سنه ذكر شده در "بابرنامه فرق دارد. سبب اين فرقيت هنوز معين نشده است ولى گمان می رود كه بابر در "بابرنامه" به اشتباه راه داده است. چونكه او خاطره هاى خود را بعد از چند سال مسافرت از ماوراء النهر در خاك هندوستان نوشته است. از بس كه بابر در مضافات هاى اتراتپه و مستچاه يكچند مراتبه سفر كرده بود، سنه هريك از اين سفرها را در خاطرنداشته است و واقعه سال 917 هجرى (1511 - 1512) را به سال 907 هجرى نسبت داده است. سه بيت در روى سنگ ذكر كرده بابر از "بوستان" سعدى شيرازى گرفته شده است. اين سنگ از طرف ساكنان ديهه "آ بتردان" مستچاه هنگام تازه كردن چشمه آزوخك پيدا شده به نزد چشمه "شاراخ" گذاشته می شود. سال 1903 مولف اين سطرها اين سنگ را پيدا نموده به شهر دوشنبه آورده بود. حاال اين خط نادر در شعبه تاريخ عصرهاى ميانه انستيتوى تاريخ موسوم به احمد دانش آكادمى علوم جمهورى تاجيكستان محفوظ است.
اهميت خط مذكور بابر ميرزا از آن عبارت است كه تا حال كوشش زياد شرق شناسان جهان براى به دست آوردن نسخه مسوده اثرهاى بابر نتيجه اى نبخشيده است. كتيبه از مستچاه پيدا كرده يگانه خطى است كه با دست بابرميرزا كنده شده دسترس علم گرديده است. معلوم می شود كه براى بلند برداشتن مهارت شاعرى خويش از ميراث گذشتگان بزرگ ادبيات فارسى استفاده برده است. |